سعید سیل آبادی
،،،،دورکیم در باره ی دین و امر قدسی می گوید، دین در ذات خود جهان را به دو پاره ی نمود های مقدس و نامقدس تقسیم می کند.دین پدیده ها را به لاهوتی و ناسوتی متمایز می سازد و در همان حال که نقشِ مقسم دارد، منحصر در بخش لاهوتی است(١). با اندکی اغماض می توان دین را به ناخدایی تشبیه کرد که همه ی امور و پدیده ها و آدم ها و اشیائی را که نامقدس می شمارد، بی مهابا از کشتی مقدس خارج ساخته ، به هاویه می ریزد. هم داور است و هم مجری. قاضی که بین ” خود” و ” دیگری” دست به مقایسه می زند و قضاوت می کند. این قیاسِ بین ” خود” و ” دیگری” که از کهن ترین مکانیسم های هویت سازی انسان، چه از منظر فیلوژنیک (٢) و چه از منظر اٰنتوژنیک(٣) است، اگرچه در ابتدا موجبِ دو پارگیِ جهانِ ذهنی انسان شد اما با شکل گیریِ انگاره ی ارواح، به پیدایشِ زنده انگاری(animism) انجامید و این به نوبه ی خود، راه را برای ظهور توتم و توتم پرستی هموار کرد. به زعم فروید، توتم، حیوانی است خوردنی، بی آزار یا خطرناک و وحشت آور، که با همه ی اعضای کلان(Clan ) رابطه ی ویژه ای دارد. توتم در وهله ی نخست، جد گروه و در وهله ی دوم فرشته ی نگهبانی است که برای ” دیگران” خطرناک” است ولی ” فرزندانِ خود” را می شناسد و آنها را مصون نگاه می دارد.بنابراین آنهایی که توتمِ واحدی دارند این وظیفه ی مقدس را بر عهده دارند که توتم خود را حرمت و پاس بدارند. وگرنه، از مکافاتِ عمل خود در امان نخواهند بود(۴). بدین سان ” تابو ” ها شکل می گیرند تا از توتم و حریم اش پاسداری کنند. خطوط قرمزی که امرِ مقدسِ توتم را در بر می گیرند به اشیاء و باورها و مناسک و آدم های مرتبطِ با توتم و امر مقدس هم گره می خورند و مجموعه ای هم بسته از باورها و اعمال و مناسک مربوط به امور لاهوتیِ پیش تاریخی را شکل می دهند که ” مذهب”، فرم پسا تاریخی آن را نمایندگی می کند. توتم ، نمادِ کلان و جامعه است. نماینده ی ارزش هایی که برای گروه یا جامعه اهمیت اساسی دارد. دورکیم در پاسخ به این پرسش که آنچه در مراسم و آیین ها مورد پرستش واقع می شود چه چیزی است؛ می گوید آن چیز جز جامعه نیست. اگرچه افرادِ جامعه خود به آن آگاه نیستند. مراسم و تشریفاتی که مومنان به اجرا می گذارند برای ایجادِ حسِ همبستگی و اولویت بخشیدن به خواسته های اجتماعی و کنار گذاشتن خواسته های خویشتن مدارانه است(۵). به عبارتِ دیگر تقدسِ توتم به معنای تقدسِ همه ی آن چیزهایی است که در ذهن و روانِ تک تک اعضای کلان و جامعه ریشه دوانده است. چرا که هیج باوری بدون باورمند، و هیج ایمانی بدون مؤمن وجود خارجی نخواهد داشت. غرق شدن در باور های کلی جامعه و همرنگی با آنها و تسلیم شدن و قربانی کردن هویتِ فردی در مذبحِ باورهای مقدسِ اجتماع، پاداش اش چیزی جز حس آرامش و امنیت نبوده و نیست. تخطی از خطوط قرمز و سرکشی در مقابل تابوهایی که امر مقدس و لاهوتی را پاس می دارند، کمترین مکافاتش طرد شدن از خانواده ، گروه، کنیسه، کلیسا، مسجد و در یک کلام رانده شدن از آغوشِ امن اجتماعِ هم شکل ها و فله باورهاست. و البته اکر جامعه ی دینی به واسطه ی قدرت سیاسی دینی مکلف به پاسداری از تابوها و حرمت ها و خطوط قرمز باشد، برای جلوکیری از ترویجِ بی حرمتی به امور قدسی و تابوشکنی، قدرت سیاسی با همراهی و همدلی جامعه ی دینی، ناباوران به امور قدسی و سرکشان و گردن کشان را در پای دار ها و دیوار ها و احتمالن در ملا عام، مجازات و تأدیب خواهد کرد. چرا که امرِ قدسی به این کج خیالی دامن می زند که هر آن کس که با ” من” است، مقدس و پاک و نیک و آقازاده و همه فن حریف و تودل بُرو است و هر آن کس که با ” من” نیست پس دل در کرو ” دیگری” دارد که نامقدس و ناپاک و بد و حرامزاده و بدرد نخور و تودل نَرو است!!.جغرافیای خودی، جغرافیای خدایی و قدسی انگاشته و تبلیغ می شود که خارج از مرزهای آن، شیاطین و امور ناقدسی حکومت می کنند. این نوع تفکر که از باستانی ترین اَشکال تا مدرن ترین انواع آن را می توان در تمدن ها و فرهنگ های انسانی مشاهده کرد،در ابتدای کار تا اندازه ای ناگزیر بوده است. در واقع انسان به ویژه در نخستین گام های انباشتِ فرهنگی خود نمی دانسته و نمی توانسته است به مفاهیمی چون تکثرِ فرهنگ(Cultural plurality ) و نسبیتِ فرهنگی( Cultural relativity ) رسیده و فرایند هویت یابی فرهنگی خویش را با مفاهیم تکثرگرا و نسبیت پذیر سازش دهد. در نتیجه یکی از رایج ترین رفتارهایی که در جوامع انسانی عقب مانده قابل مشاهده است، ترسِ از بیگانه یا بیگانه هراسی( Xenophobia) است(۶) که بصورت نفرتِ نژادی، نفرتِ های دینی و نژادپرستی و شوونیسم بروز کرده و می کند!!
پی نوشت؛
١) صور ابتدایى حیات دینى»به نقل از:ریمون آرون،مراحل اساسى
٢) phylogeny تاریخ تکامل نوعِ انسان
٣) Ontology تاریخ تکامل بیولوژیک فرد یا همان مطالعه ی رشد جسمی و روانی کودک انسان
۴) توتم و تابو، فروید، ترجمه ایرج پورباقر
۵)صور ابتدایى حیات دینى»به نقل از:ریمون آرون،مراحل اساسى
۶)تاریخ اندیشه ها و نظریه های انسان شناسی، ناصر فکوهی، نشر نی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)