conjitaaaaچند سالی بیش نگذشته که فراموش کرده باشیم ! که چرا اینجا هستیم ؟ چرا مجبوریم نژادپرستی و هموفوبیا و ترانس فوبیا و سکسیسم هرروزه را تحمل کنیم و البته در برابرش مقاومت کنیم ؟ ما نه ، برای ادامه تحصیل و گرفتن مدارک عالیه از فرنگستان اینجا آمده ایم تا برگردیم و با امتیازات فرادستانه ی محصول غرب در ایران زندگی کنیم . ما افرادی بودیم که کنده ایم و فرار کرده ایم ! کنده ایم تا بتوانیم به خیال خودمان از ابتدایی ترین حق که همان حق وجود داشتن است برخوردار باشیم ! بود و زیست ما اینجا دلیل سیاسی دارد و به همین معنا همه چیز ما پناهندگان و تبعیدی ها سیاسی است ! و این واقعیت واقعیتی مجزا و متفاوت با واقعیت زیسته مهاجران و دانشجویان است .
این یادداشت را بدون اینکه دوباره بازخوانی کنم تند مینویسم و باید بروم بیرون ! دنبال زندگی واقعی ام !
حالا برای من و شاید ما نوشتن دیگر نه بیان والا و آکادمیک و یا ادیبانه تفکری است و نه واژه بازی های روشنفکرانه با کلام
نوشتن دیگر در جایگاه و بافت زندگی ما تمرینی است برایم برای خشک نشدن دست ! برای فراموش نکردن زمان و تاریخی که می توانستیم بنشینیم بنویسیم ! اما سرعت زندگی و تلاش برای بقا در این سیستم کالاواره شده همه چیز حتی نوشتن را هم انگار تبدیل به کالایی مصرف شده ویا آماده مصرف شدن میکند از سوی رسانه های کلان و چرخ گوشت سیستم
دیدن بعضی چیزها چشم را آزار میدهد ! هزار بار آرزوی مرگ میکند انسان ! مگر چند سال گذشته است ؟ دیدن مصرف شدن و آلت دست شدن چیزهایی که زمانی برایشان مبارزه کرده ای در دست بنگاه های پول ساز و انستیتو ها و کلان رسانه هایی که خود دشمنان اصلی تو و امثال تو بوده اند و هستند! حذف ادغامی را نمی توان از میان خروارها و خربار تیوری این جور عمیق و دردناک فهمید مثل زمانی که تجربه مبارزاتی خودت است
زمانی که حتی بیان واژه هایی در میان همین رسانه ها و اهالی اش تابو بود و ترسناک ، مگر چند سال گذشته ؟زمانی که حضور ما و حتی عکس ها و نحوه پوشش ما در همین محیط مجازی و یا جلسات سیاسی و ……..ما را تبدیل به آدمهای منحرف عقده ای و بیمار جنسی و تجاوز شده از سوی پدر ……(از تجربیات روزمره خیلی از ما ) مگر چند سال گذشته ؟ مگر چند سال گذشته بخاطر انتخاب مبارزاتی ما بسیاری از فضاهای سیاسی و هنری …گذشته مان را از دست دادیم . که انگار نه دانشجو بودیم نه کارگر و نه سیاسی . چرا که ارزش های اسطوره محور مردانه نمیتوانست بفهمد که ما هویت چند لایه و چند گانه داریم . مثل همه
مگر چند سال گذشته؟
که حالا نمایندگان چنین برداشت های سیاسی و نگاه های سیاسی در رسانه های کلان همین مضامین را اخته میکنند ؟ در حالی که دوستان من بخاطر همین خشونت ها همین اهالی ! حذف شدن از میادین همین فضاها هنوز درگیر هضم کردن خشونت ها گذشته هستند ! در حالی که ما هنوز در حال تحمل کردن وضعیتی هستیم که بخاطر همین مبارزاتمان به ما تحمیل شده است ! نگهبانان همین سیستم دوتایی مرد و زن ، همین بنگاههای معاملات آمریکایی از روی جنازه های ما بالا میروند و بحث هایی را اخته میکنند که بحث های آنان نیست ! خواننده ای که در مسابقات خوانندگی اروپا اول شده است یک دفع در سیستم کثیف سرمایه داری نشان دادن تولرانس و انعطاف پذیری و روشنفکری اروپایی ها و البته ایرانیان در فرنگ رفته می شود ! در حالی که در همان زمان در همین شهرهای اروپایی دوستانی با همین نوع پوشش از سوی همین آقایان و خانم ها درمحافل روشنفکری به حاشیه رانده میشوند و مورد خشونت جسمی و جنسی و خیابانی و ….واقع می شوند ! این حرفها را از کتاب ها و مقالات نمی زنند این همین تجربه روزمره خود ما ها است
در تلویزیون دیدم که کلان رسانه های غرب محور ا ز آقایان و خانم ها دعوت میکنند در مورد این خواننده ترانسجندر صحبت کنند ! چه کسانی ؟ بعضی ها را شخصی می شناسم ؟ بعضی ها مرا به خنده می اندازند ؟ بعضی ها کسانی هستند که افراد ترانسجندر را به جرم کیر داشتن از بودن در جلساتی منع میکنند و امروز از افتخار افرینی این خواننده اروپایی می گویند ! اگر شما و رسانه هایتان واقعا برایتان این موضوعات دغدغه هستند چرا تریبون را به کسان دیگر نمی دهید ؟ چرا به جای کسان دیگر و در جایگاه انان صحبت میکنید ؟ در حالی که با خود افرادی که ترانسجندر و یا فرا جنسیتی زندگی میکنند ! و امتیاز غربی بودن را ندارد در کمپ های پناهندگی در جلسات سیاسی و …….جور دیگر برخورد میکنید ! چرا بچه ها تنها برای شما معیاری برای آمارگیری تمام کردن پایان نامه های دانشگاهی و یا انستیتو های و بنگاهای پول سازی شما شده است ! د ر حالی که همین افراد مجبورند در همین غرب تن فروشی کنند و یا افسرده و مطرود زندگی کنند و شما به این می نازید که شما از حقوق این افراد حمایت میکنید ! با اخته کردن حرکت های رادیکال ! با چهره شدن در کلان رسانه ها ! با تجربه نکردن زیسته اجتماعی چیزی که سرش حرف میزنید !
دیدن اینکه تمام چیزهایی که روزی برایشان از پایین و رادیکال مبارزه شده اخته و مبتذل در دست کلان رسانه ها سخت است ! نه خواننده ترانسجندر یورویژن نشان از واقعیت زندگی فراجنسیتی ها در اروپا است و نه مفسران و مبلغان انستیتو های امریکایی و اروپایی در کلان رسانه ها !
کسانی که واژه هایی که بار فکری و سیاسی و رادیکالی دارند را به شکل مبتذل و نفهمیده ای دست مالی و اخته میکنند ! و این شگرد سرمایه داری متاخر است با هویتی کردن مبارزات رادیکال اجتماعی
من نمیدانم که چطور رسانه هایی که نماینده تام و کامل اسطوره های مردانگی و مردسالاری و راسیسم و غرب محوری و خشونت طبقاتی هستند به خودشان این مجوز را می دهند که هم زمان که با کلیشه های مردانه دگرجنس گرایانه خود دیگری ها را حذف کنند درباره آنها هم صحبت کنند ! مثل صحبت درباره باغ وحش و سیرک نمایش و ……….
این نمادها هرزه شده روزی برای آدمهایی معنای سیاسی داشت و دارد آدمهایی که هنوز گرفتار ترکش های آن روزها و تلاش به هرشکلی برای ادامه حیات نتیجه همان هزینه ها هستند
ادمهایی که در این دروغ مبتذل حقوق بشری یک مشت پول ساز که تریبون و رسانه و قدرت را دارند حتی دیگر قدرت افشای دروغ این مجریان و مفسران و ……ندارند . اگراین قهرمان خواننده اروپا از خودتان بود و غربی نبود همین طور برخورد میکردید؟ من میتوانم مثال هایی را بزنم که ببینید چقدر واژه ای رو که تعریف ویکی پدیایی رو میکنید نفهمیدید . ما هنوز نمردیم هر چند قدرت و جایگاه این رو نداریم که در این سیستم تناقضات بیرونی و درونی شما رو افشا کنیم . به اطراف خود نگاه کنید که چند بار تریبون را از دست آنها کشیدید و با پول و بودجه خود بحث هایی که بحث انها بوده اند را از آن خود کردید ! هزینه های اجتماعی و سیاسی را کسانی دیگر میدهند و شما درباره کونشیتا ورست صحبت میکنید ! همین شمایی که اگر کونشیتا ورست غربی و در جایگاه طبقاتی و نمادینی که هست نبود خودتان روانی میخواندینش ! ایدزی و پارانوییک و تجاوز شده و …….( اینها صحبت هایی است که هر روز درباره ورست ها ایرانی و افغانی و سیاه و،،،، می شود ) از قضا انگار این خواننده هم تبدیل به دکور سرمایه داری و دموکراسی های غربی شده است ! تجربه های ما در اروپا که جور دیگر می گوید .
معادلات منطق سرمایه منطق کثیفی است . میرسیم به خط اول ماجرا ! جایگاه طبقاتی افراد و سرمایه داری .
پا نوشت : مبتذل ترین نوع برخوردها را میتوان در کلان رسانه هایی چون صدای آمریکا و بی بی سی و من وتو دید در این باره باعث تهوع است همین برخوردها تمام رادیکال بودن بحث های فراجنسیتی و کوییر را تبدیل به بحث های انستیتویی قربانی گرای هویتی و اخته میکنند و این رسانه ها هم میدانند چطور و چگونه با مطرح کردن این بحث و دعوت چه کسانی انها را اخته کنند در راستای اسطور مردانه آنها
سپهر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)