ظریف و ماجرای آمدن و رفتنش!
نه آن چنان هیاهو و نه این چنان بیهیاهو. رفتن و آمدن ظریف که با کاندیداتوری پزشکیان به شومن تبدیل شد و برای وی تبلیغات میکرد اما بلافاصله پس از معرفی کابینه رفت. این رفتن استعفاء بود یا اخراج؟
سخت میتوان تشخیص داد. مولفهها و پیچیدگیها در حاکمیت ولایت فقیه آن قدر زیادند که تحلیل و تفسیر موضوع را دشوار میسازد.
مولفههایی که یکی از آنها آن آشکار اما صد تای آن پنهان است . اما با این حال بر سر رفتن ظریف این سوال باز مطرح است؛ استعفاء یا اخراج؟
این پوشیده نبود که اصولگرایان مرتجع از زمان برجام و دولت روحانی دل خوشی از او نداشتند.
زمانی که ظریف در اسفند ۱۳۹۹ مصاحبهای انجام داده بود و در آن گفته بود که قاسم سلیمانی مانع دیپلماسی برای دستگاه وی بود خشم اصولگرایان و دشمنی آنها را برانگیخت.
هرچند بدون آن هم دشمنی آنان با هم، موزیک متن روابطشان بود. این فایل صوتی در روز یکشنبه ۵ اردیبشهت ۱۴۰۰ منتشر شد و آشوبی را برانگیخت.
دشمنیها را ۲ برابر کرد. پس از پایان دولت روحانی، وی عملا درگیر دانشگاه بود و کمتر در صحنه سیاسی حضور پیدا میکرد از این رو مشاجرهای پیرامون وی نبود.
اما با کاندیداتوری پزشکیان و تاید صلاحیت او، وی به ناگهان حضوری بسیار پررنگ را رقم زد و سرآغاز دشمنیها شد. مناصب رئیس شورای راهبری و معاون پزشکیان نیز مضاعف بر دشمنیها گردید تا آخر دست استعفا داد.
فاصله میان پیوستن محمدجواد ظریف به دولت چهاردهم و ترک آن توسط او، تنها یازده روز به طول انجامید.
در تاریخ ۱۱ مرداد، وی با حکم پزشکیان به عنوان معاون راهبردی و مسئول مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری منصوب شد.
حکم انتصاب او توسط پزشکیان، با استقبال گستردهای از سوی حامیان دولت مواجه شد.
دو دلیل محتمل برای استعفای ظریف
با این حال، برخی مخالفان نیز حضور او در رقابتهای انتخاباتی به نفع پزشکیان را از ابتدا نقد کرده و از بازگشت او به پاستور راضی نبودند و با وی دشمنی میکردند.
این افراد در تمام این مدت تلاش کردند تا مانع از همکاری او با پزشکیان شوند و نهایتاً او به یکی از نقاط ضعف دولت نیمهتمام پزشکیان تبدیل کردند.
نقش ظریف به عنوان رئیس شورای راهبری انتخاب وزرا، با انتقادات شدیدی از سوی مخالفانش همراه بود.
این منتقدان تنها از جریان رقیب نبودند؛ شاید دلیل این عدم محبوبیت، روش جدید او در انتخاب اعضای کابینه از طریق شورای راهبری بود.
روشی که در اولین آزمون خود شکست خورد و مسیر ادامه کار او در دولت را دشوار کرد و او را برای بازگشت به دانشگاه مصمم نمود.
[چرا ظریف از کابینه پزشکیان استعفا داد؟]
برای خروج زودهنگام وی از دولت چهاردهم دو دلیل میتوان آورد. نخست، اختلافات پشت پرده درباره انتخاب وزرا در شورای راهبری و دیگری، فشارها به پزشکیان برای کنار گذاشتن وی از دولت.
روایتگران هر دو داستان به مستندات خود اشاره میکنند. ظریف، در تاریخ ۲۲ تیرماه با حکم مسعود پزشکیان به عنوان رئیس شورای راهبری دوره انتقال دولت چهاردهم منصوب شد و در تاریخ ۳۰ تیرماه، ظریف ۳۱ عضو این شورای مشورتی را معرفی کرد.
او در طول فعالیت شورا، تلاش میکرد که از طریق شبکههای اجتماعی گزارشی از روند کار ارائه دهد.
اما با گذشت زمان، مشخص شد که کار شورای راهبری پیچیدهتر از آن چیزی بود که در ابتدا به نظر میرسید.
این مسئله باعث شد که روایت اول از دلیل استعفای ظریف از دولت شکل بگیرد. به گفته برخی، اختلافات بر سر انتخاب وزرا در شورای راهبری باعث شد که این روند دشوار شود.
تنشها بیشتر و بیشتر میشود
تا جایی که حتی رئیسجمهور در تاریخ ۳۱ تیرماه با حضور در مجلس، ضمن تشریح روند انتخاب وزرا، به سختی این روند اشاره کرد.
هر چه زمان معرفی وزرا به رئیسجمهور و ارائه لیست به مجلس نزدیکتر میشد، انتخاب وزرای پیشنهادی دشوارتر میشد.
در نهایت، وی در آخرین لحظات برای برخی گزینههای پیشنهادی با پزشکیان جنگید اما موفق نشد و تصمیم به خداحافظی از کابینه گرفت.
دلیل دیگری که برای استعفای ظریف مطرح میشود، فشار جناح مخالف به حضور او در دولت بود.
از همان روزهای رقابت انتخاباتی، حضور او در کنار پزشکیان خشم جناح رقیب را برانگیخت و با انتخاب او به عنوان رئیس شورای راهبری، این فشارها افزایش یافت.
در نهایت، با اعطای پست رسمی به ظریف در دولت چهاردهم، این فشارها به او و پزشکیان به اوج رسید.
برخی مخالفان با استناد به ماده ۲ قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس که مانع از انتصاب افرادی میشود که خود یا خانوادهشان تابعیت مضاعف دارند، به انتصاب ظریف اعتراض کردند.
وی در پاسخ به این انتقادات یادآور شد که تحت دو تحریم آمریکا قرار دارد و حتی نمیتواند به این کشور سفر توریستی داشته باشد.
او همچنین اشاره کرد که برخی از اصولگرایان مخالفش، خود یا فرزندانشان دارای تابعیت مضاعف هستند.
در نهایت، استعفای وی از دولت، چه به دلیل اختلافات بر سر انتخاب وزرا باشد و چه به دلیل فشارها برای استعفا، میتواند به عنوان از دست دادن یکی از مهرههای کلیدی دولت پزشکیان در پیشبرد امور تلقی شود.
اما هر دلیلی که برای رفتن او در نظر بگیریم این نمونه را نیز باید در بستر جنگ فراگیر قدرت و سهمخواهی و تفرق و تشتت دولت پزشکیان ارزیابی نمود. که پس از این روز به روز بیشتر خواهد شد و نه کمتر.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.