ملاحظات پیشنهادی درباره پیشنویسهای قانونهای اساسی بعد از دوره گذار از ج.ا (بخش ۱) //- مشخصا ملاحظه نخست، اصل رعایت حقوق بشر است، اساسا تمام ذیل تا صدر تلاش برای ایجاد حاکمیت (اعم پادشاهی نمادین پارلمانی تا جمهوری سکولار) است. دموکراسی (سکولار دموکراسی) هدفش چیست؟ قطعا یکی اهداف اصلی دموکراسی، رعایت حقوق بشر تا تا حد امکان و همواره رو به تعالی است، شناخت مصادیق بدیهیات حقوق بشری و ثانویه و اصول بعدی حقوق بشری. اگر همگان متوجه این هدف باشند، احتمالا همه مشکلات ناشی اختلاف نظرها حل خواهد شد.
بارها، امثالهم و بسیار کسان دیگر با نام و یا ناشناس، موارد و مصادیق مهم را بیان کرده اند، بدیهیترین اصل حقق بشی، حق حیات و زندگی است، هیچ چیز مهمتر از جان بشری نیست برای هر یک ابنای بشریت، برای همین فعلا (تا زمانی که راه حل دیگری جهان تمدن بشریت پیدا کند)، امثالهم ممنوعت هر گونه قتل عمد (اعم از اعدام تا ترور) یکی از ملاحظات بینادین حققو بشری دانسته ایم، مجازت جایگزین حبس ابد پیشنهاد نسبتا منصفانه است، دلایلی زیادی برای مخالفت با اعدام و هر گونه قتل عمد حتی در برابر جرم قتل از سوی دیگران ارائه شده است،مثلا دلی اشتباهات مکرر سیستمهای حتی پیشرفته پلیسی و قضایی کشورهایی مُدرن، چه برسد به کشورها عقبمانده همچون موسوم به شرق اسلامی و از جمله ایران.
- برای همین به مش جدّی با مدعیان ملیگرایی ایرانگرایی برخوردمف کسانی که ودشان تفت دابفته بقیه شریت میدانند و با توسل به ابیات مشکوک به جعل از اشخاص قدیم مانند فرودسی، مدعی اند اگر ایرن قرا است نباشد کل جهان نباید باشند و تمام بشریت بایست پای ایران قربانی شود اگر قرار باشد ایران از بین برود! این سخن ضد عقلانی به فرودسی نسبت میدهند برای توجیه نابخردیشان، در حالی اگر واقعا فرودسی چنین سخنی به این معنی اینها برداشت کرده اند، بایست گفت فرودسی- هم همچون بقیه آدمیان، جایزالخطا- اشتباه بسیار بدی کرده است. در هیچ عنوان و موردی هیچ چیز بر جان بشری برتری ندارد، بنیان حقوق بشر بر احترام جان بشریت است. مجازت در مقابل متجاوزان به جان زندگی دیگران، هم ناشی بر این اصل نخست حقوق بشری است و مبنای توجیه عقلانی حق دفاع مشروع همین دفاع مشورع مقدمه میه دوستی و دفاع از کشور و وطن است یعنی داف مشروع از خود تا میهن هم حدی دارد، و آن حد بدیهات حقوق بشری است و هیچ چیز نمیتواند توجیه ظلم به جان و زندگی همنوعان بشری باشد، اینها سلسه عقلانی حقوق بشری است. این سخنان منتاقض است که امثالهم به مشکل جدی با قبیل افراد شده و چون دیده ام فایده ای ندارد، آنها رها کرده و عاقبتشان به دنیای دار مکافاتی و عدالت طبیعت و سکولاردموکراسی سپردم.
– همین اصول حقوق بدیهی بشری، خود گواه است اسلامگرایی (پان اسلامیسم) و موافقان حکومت اسلامی نمیتوانند در حاکمیت آینده ایرن حق شرکت داشته باشند، این معنی ممنوعیت اشخاص و افراد دخیل در حکومت فعلی نیست، بین شخص و اعتقاد فرق است، اشخاص میتوانند تغییر عقیده بدهند و یا عقیده خود اصلاح و مطابق حاکمیت سکولار دموکراسی کنند. بدیی است اگر مسلمانی بتواند خودش مطابق با اصول همزیستی با سایرین تغییر یا اصلاح کند، میتواند در حاکمیت مشارکت کند. برای همین بسیرای از سالها پیش، طرح ایده سکولاراسیون ادیان از جمله دین اسلام پیشنهاد و مطالب و پیشنهادهایی ارئه کرده اند، چه بسا لازم باشد تنها در قانونهای اساسی ذکر شود هیچ دین و آیین شبه دینی یا مذهبی و فرقههای مذهبی رسمی نیست، علاوه ب ران بایست همه این آیینها مکلف به قید سکولار شوند. مثلا اسلام سکولار، در این صورت یک بار و برای هیمشه این دخالت سیاسی پیروان دین حل بشود، هر چند کسانی هستند بعنوان معاند با اسلام (اسلامستیز)، خواهان حذف کامل اسلام و مذاهب و فرقههای آن هستند و حتی مخالف بهائیت و بقیه دینهای ابرهیمی. دلیل آنها این است که معتقدند در ادیان ابراهیمی و مشخصا اسلام، در کتابهای مقدسشان، احکام (حکم به مثابه قانون میگیرند) که حاوی خشونت علیه دگراندیشان و سایر ادیان استف احکام مهلک مانند قتل دیگران به دلایل مختلف مانند قصاص نفس یا ارتداد و بغی و مفسد فی الارض و لواط و زنای محصنه و خشنوتآمیزی دارند مانند شلاق و قطع دست یا انگشتان دست برای سارق (کسی که دزدی مستقیم کرده) و عجیب اینکه این احکام چنان متحجرانه و واپسگراینه است (بواسطه مقدس شمردشان)، گویا در موراد نوین دزدی، مانند اختلاس و کلاهبرداریهای عظیم، مجازات گاه کمتر و یا طوری است که مجرم میتواند بدون مجازت قسر در برود!، موارد تناقض احکام اسلامی با بدیهیات عقلی و حقوق بشری این زیاد است که علی رقم اینکه بارها نقد شده، اما چون برخی از مسلمین آنها مقدس و همچون حکم خدا میدانند و غیر قابل ملغی شدن، پس اسلامستیزان یی دلایل اصلی خود بر اینکه باید از ریشه دین و بار به اسلام از میان مردم ایران و جهان برکند! بدیی است اگر واقعا مسلمین حاضر نشابشند به سکولاراسیون دین خود، دیر و زود مردمان ایران جهان به نحوی شده این سبک دینباوری از جهان برخواهند کن، چرا که فجایع تروریستی و خشونت ظالمانه ای که طی چند قرن اخیر بعد ظهور اسلام روی داده، دیگر از تحمل جهان بشریت و تمدن جهانی امروز خارج است.
- یکی بدیهیات سکولاری، عقاید برتریجویانه و رانتی برای هویت شخصی است اعم قومیت یا ملیت تا موقعیت اجتماعی و ثروت شخصی و در نتیجه توجیهگری بری مقدمهچینی رفتن به سمت استبداد (دیکتاتوری/خودکامگی)، مشکلی بسیاری ایدئولوژیهای سکولار داشته اند از دموکراسی بعنوان ابزرا رسیدن به دیکتاتوری و غیر دموکراتیک سوءاستقده کرده ی بر اثر غفلت پیران، از میانشان مستبدی ردی یا گروهی برخاسه و حتی همان پیروان قربای خویش کرده است و نمونه بارزش حکومتهای از مشتقات ایدئولوژی سوسیالزم بوده مانند مارکسیستی و کمونیستی. متاسفانه علی رغم انبوه نقد و دلیل آوری و ورشکستی اردواه سوسیالیزم مارکسیسم و کمونیست (بلوک شرق) و ارداد واقعی و میدانی بزرگترین مدعیان کمونیستی همچون چین و غیره، باز اقلیت چپ سوسیالیستی که در کشورها جهان سکولار دموکراسی غربی ساکند و در پناه آزادی و حقق بشر حکومتهای سکولارددموکراسی غربی، علی سکولار دموکراسی فعالیت میکنند و در عمل تاکتیکی، با اسلامگرایان اتحاد ظاهری بسته اند! این هم از عجایب دنی پلشت سیاست است در ایدئولوژی متضاد در برابر دشمنپنداشته مشترک متحد میشوند!
انواع التقاطی این دو ایدئولوژی چپ مارکسیستی با اسلامیستی و حتی آش بدمزه و زهرآگین قومگرایی و نژادپرستی هم بدان اضافه کرده اند! خلاصه، آسمان و زمین به ریسمان و بافته اند تا هر جوری شده در ابرابر موفقیت نسبی ساختار سکولار دموکراسی، قد علم کرده و علیه اش مبارزه کنند، بهانههای همچون سرمیاهسالاری (که به خود مخالفش هستم آن را متفوت ا سرمیاه داشتن و الکیت شخصی داشتن میدنم، سرمایهسالاری نوعی نظام حکومتی است که عملا نوعی سیستم طبقاتی رانتی برای طبق سرمایهدار و ثروتمند ایجاد میکند تحت نفوذ گرفتن و یا به انحراف کشاندن سکولار دموکراسی و از جملا عواقب ضد بشری اش، استثمار بردگی و شب بردگی مزدبیگران فوردستان و به راه انداخت جنگ و جداییطلبی و انواع دسایس ضد بشری از جمله قحطی در جهان است که موضعی چند وقتی بیشتر در ایران مشکوک جدی هسم در حال اجرایش هستند یعنی نسلکشی ایرانیان بهوسیله تحریم کالاهای بشردوستانه و بروز قحطی و گرسنگی و فقر اقتصادی مصنوعی و عمدی) نیز شده ابزار توجیه. در حالی فعالیت بخش خصوصی طبیعیترین نوع فعالیت اقتصادی است، مالیکت خصصی و حق ارث از بدیهات زندگی چندین هزراسال بشری است، اینها نیاز به اصلاح و کنترل داشته و بایس دائما قانومندی اش بروزرسانی شود. اما دللی نمیشود مشکلات همیشگی و طبیع زندگی بشری دلیل بر ناحقی و باطل بودن کلیت سبک طبیعی بشریت یعنی مالکیت خصوصی دانست. همیشه گفته امف تمام عقیاد و حتی ایدئولوژیها به دلیل انتقادگری نسبت به سکولار دموکراسی داشت اند، موفق شده اند موجب ترقی سکولاردموکراسی بشوند، برای همین با اصل نگاه بشردوستانه سوسیالیزم مخالفتی نداشته، بلکه لزوم دانسته از تجریبات انتقادی و حیتی عملی آنها بهره گرفت، همچنان که بسیاری معتقدند از جمله خودم، برخی دستاوردهای ارزنده حقق بشری مانند اتحادیه کارگری، تعیین حداقل مزد، بیمه تامین اجتماعی و حقوق دیگر کارگران ودیگر مزدبیگران بخشی بزرگ یا شاید عمده اش از نتایج مبارا سویالیستی بوده است. اما آیا حتما باید اسم سوسیالیست برخود گذاشت و با سکولار دموراسی مخالفت کرد تا از حقوق بشری فرودستان و مزدبگیران حمایت کرد؟! چنین گمان نکنم الزامی باشد.
ادامه…
بدرود
چه کسانی از فروپاشی و تجزیههراسی ایران بیشترین سود برده اند؟ طرفداران دیکتاتوری رژیم ج.ا؟و یا مدعیان استقرار حاکمیت سراسری سکولاردموکراسی؟ و یا جداییطلبان حقیقی؟ https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/bashariat آرزو دارم این آخرین مطلبم باشد!، یعنی دیگر نه حالی خوشی دارم و نه حوصله، در این چند ساله امثالهم، تلاش کردیم ضمن ارتقای آگاهی و دانش خود، در جهت معنویات و اخلاق هم تعالی یابیم، اما فضای دنیای واقعی زندگی و فضای مجازی، متأسفانه در یک رقابت شدید مسابقهوار در جهت انحطاط میروند، انحطاط(تباهی)های همهجانبه! یعنی انحطاط تباهی در زمینههای زندگی شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و حتی برخلاف انتظار همگان، در جهت انحطاط دانشآموزی!، مدتی است دارم از احتمال قریب به یقین بودن خطر سیستماتیک شدن(یا بودن) این انحطاطها میگویم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.