ادوارد عزیز سلام
اجازه بده در ابتدا نامه، خبری امیدوار کننده بگویم. ارتعاشهای ذهنِ مشترک، در حالِ پیدا کردنِ یکدیگرند.
بذار حدس بزنم. نامه را کنار گذاشتی. به آشپزخانه رفتی و در حال آسیاب کردنِ قهوهات هستی.
تا آماده شدن قهوهات من هم صبر میکنم. یک قطعه کوتاه از “آوازهای بدون کلام” مندلسون گوش میکنم. به نظرم مندلسون در این آثار، صداقت و معصومیتی بیهمتا را زیست کرده است. به راحتی میتوانی به آنها بگویی زیبا!
آه! میدانم تو هم خسته شدهای از این اعلامهای مکرر و ملالانگیزِ مرگِ مفاهیمی چون هنر، انسان، وارستگی از سوی پُست-مدرنها و معاصرها!
نه ادوارد عزیز، وضعیتِ پُست-اورینتالیسم رویای شادمانی و پکیج خوشبختی نمیخواهد بفروشد.
ما نیک آگاهیم. که در میان و شکافِ موقعیتهای مکانمند-زمانمند شدهی جنگِ نیروهای هژمونشدهی قدرمندِ “سیاست-پلیسی” و “سیاست-دولتی” از درونِ نهفتِ موقعیتی دهشتناک، برون آمدهایم.
ما نیک آگاهیم. که خالق این وضعیت ما نیستم. اما افتخارِ ما به همین آگاهیمان از موقعیتِ بحرانی است. ادوارد اگر تو هم موافق باشی نام این موقعیتِ بحرانی را “متاستازِ-فرهنگی” بنامیم.
پُست-اورینتالیسم وضعیتی سیّال و زنجیزهوار است که از شکافِ میانِ موقعیت برون آمده است. و نیکآگاهیم که “متاستازِ-فرهنگی” به ناخنِ کوچکترین انگشتِ پای چپ رسیده است.
با بلندترین و گوشخراشترین فریادهای ممکن اعلامِ وضعیتِ بحرانی میکنیم. اما خبرِ مرگ را تایید نمیکنیم. وضعیتِ پُست-اورینتالیسم نفس میکشد. هرچند سخت! هرچند بریده بریده! دشوار! اما زنده است! برای زنده ماندن در حالِ مقاومت است.
فکر کنم قهوهات آماده شده است، ادوارد عزیز. و اما خبرِ امیدوار کنندهی که برایت گفتم.
ارتعاشهای ذهنِ مشترک، هارمونی زیبایی پیدا کرده است. تا به حال این “آکوردها” را نشنیده بودم. وصلهای ظریف و هوشمندانهای به خود گرفته است.
ادوارد عزیز! به تماشای نمایشگاهی از هنرمندِ وارستهی اهل ایتالیا، شهر رُم، Daniel-Jan Samborska دعوتات میکنم.
ادوارد، “Art Work” با ظهور ویژوال آرت و دیجیتال آرت، وارد تعاریفِ جدید و بسیار مهمی در “پالتیک-استتیک” شده است.
ایجاد ناسازههای زیبایی که شاید بر بوم نقاشی تا پیش از آن متصور نمیشد.
ادوارد عزیز! این ناسازهها در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم همچون رَسنهای استواری است که میتوان با آن سرسخترین و ناهماهنگترین بلوکهای صدایی را به یکدیگر متصل کرد. بدون نیاز به پوشاندن اجباری یونیفورم واحد. بدون نیاز به نظارت و دخالت شخص رئیس.
“دَنیل” هنرمند محترمِ ایتالیا، این قامتِ استوار را در چهرهی معصومِ دختر به تصویر کشیده است. تماشای قامتِ برافراشتهی آن دخترِ وارسته، مجذوبت خواهد کرد. امتدادِ سایهیِ دستانِ رهایی بخشِ دختری که نامش را نمیدانیم، نیکآگاهی است
ادوارد عزیز، همراه نامه، سه اثر از دَنیل را برایت خواهم فرستاد.
دوست کوچک تو
احسان
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.