روز مبادا – داستان کوتاهی از مهری یلفانی
پدرم هیچ وقت برایم عروسک موطلایی نخرید، اما پس از مرگش یک خواهر موطلایی به من داد.
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.