لنین در ایستگاه فنلاندی

 

***********

برای یک مارکسیست هیچ شکی وجود ندارد که انقلاب بدون وجود وضع انقلابی ممکن نیست و تازه هر وضع انقلابی نیز به انقلاب نمی انجامد.
اما نشانه های وضع انقلابی بطور کلی کدامند؟
ما مسلماً اشتباه نخواهیم کرد اگر سه نشانه عمده زیرین را ذکر کنیم :

۱) طبقات فرمانروا امکان نداشته باشند فرمانروائی خود را به شکل تغییر نیافته حفظ کنند؛
بحران در میان “بالایی ها” یعنی بحران سیاست طبقه فرمانروا موجب پیدایش شکافی می شود که ناخرسندی و برآشفتگی طبقات ستمدیده در آن راه می یابد.
برای فراز آمدن انقلاب معمولا کافی نیست که “پایینی ها نخواهند” بر روال سابق زندگی کنند، بلکه علاوه بر آن لازم است که “بالایی ها هم نتوانند” بر روال سابق زندگی کنند.

۲) تشدید بیش از حد عادی فقر و بدبختی طبقات ستم زده.

۳) ترفیع قابل ملاحظه ناشی از علل پیش گفته فعالیت توده ها که در دوران ” آرام” به آرامی می گذارند غارتشان کنند ولی در ادوار طوفانی چه تحت تاثیر مجموع بحران و چه به وسیله خود «بالایی ها» به میدان عمل تاریخی مستقل کشانده می شود.

بدون این c که نه فقط به اراده این یا آن گروه و حزب، بلکه به اراده این یا آن طبقه نیز بستگی ندارد، اصولا انقلاب غیرممکن است.

ایجاد مجموع همین تغییرات عینی است که وضع انقلابی نامیده می شود …

از هر وضع انقلابی انقلاب پدید نمی آید، انقلاب فقط در نتیجه آنچنان وضعی پدید می آید که علاوه بر تغییرات عینی پیش گفته تغییر ذهنی نیز صورت گرفته باشد و این تغییر هم عبارت است از توان طبقه انقلابی برای انجام اقدامات انقلابی گسترده و به حد کافی قدرتمندی که بتوانند دستگاه دولت کهنه را که هرگز و حتی در دوران بحران نیز چنانچه آن را “نیندازند” خود “نخواهد افتاد”، کلا (یا جزئاً) در هم شکنند.

چنین است نظریه مارکسیستی درباره انقلاب.

*************

تأملی در وحدت اندیشه ی لنین

Lenin: A Study on the Unity of His Thought

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)