بنده تا کنون نتوانسته ام وابستگی و یا گرایشی به هیچکدام از احزاب پیدا کنم , اما به عقیده من همه احزاب مخالف حمهوری اسلامی در مقاطعی هرکدام در جایگاه خود می توانند نقش مثبتی را ایفا بکنند و این در گرو اتحاد و همبستگی بین احزاب می باشد و تا زمانی که هر کدام بصورت جداگانه دچار خود محور بینی هستند و خود را ناجی خاک میهن و مردم کشور می دانند نمی توانند بین عموم مردم اتحاد یکپارچه بوجود آورند. خمینی در زمان سلطنت رژیم شاهنشاهی توانست به کمک احزاب سیاسی فعال در داخل ایران انقلاب بزرگی را بوجود بیاورد و پس از آن به نام خود به ثبت برساند و پس از مدتی همه احزاب را کنار زد.
در 15 سال گذشته و حاکمیت سی و پنج ساله جمهوری اسلامی تا کنون هیچ جناحی نتوانسته همانند اصلاح طلبان خاری بر چشمان نظام و مردمان ولایت مدار باشد و بزرگترین حرکت های اعتراضی و ضد حکومت غیر مستقیم و مستقیم از سوی این حزب فعال در داخل ایران صورت گرفته است . هرچند که تعدادی از سران اصلاح طلب با افکار دینی و ولایت مداری یشان نقش دشمن را برای مردمان کشور ایفا می کنند و در مقاطعی دوست و هم سنگر جمهوری اسلامی بوده اند.ولی در مقایل توانسته حماسه هایی همچون کوی دانشگاه 87 و حرکت های مثبت در جهت دموکراسی و آزادی مردم و رسانه ها در 8 سال ریاست جمهوری محمد خاتمی و همچنین انتخابات 88 و شکل گیری جنبش مردمی سیز و یکسال مبارزه علیه جناح حاکم را شکل بدهند که هیجکدام از جناح های مخالف در تبعید نتوانسته اند بدین گونه عمل بکنند .و همه اینها تنها امیدی هست که مردم بدان دسترسی دارند. شاید در اوایل انقلاب سازمان مجاهدین خلق قدرت بیشتری را نسبت به دیگر احزاب در دست داشت اما رفته رفته حرکت و مبارزات مجاهدین به ضرر مردم تمام شد و نشانگر این بود که جنگ بین دو قدرت سیاسی هست و منفعت مردم و کشور در آن هیج جایگاهی نداشت. امروز کشور سرشار از فساد اخلاقی و سیاسی و اقتصادی است و ضعف مردم در بعد فرهنگی و اجتماعی به این وضعیت دامن زده است. امروز کشور ایران به یک تغییر اساسی در اصل قانون اساسی و سیاست های حکومت نیازمند است و در این شرایط ما به کدام یک از احزاب می توانیم امید داشته باشیم؟ اکثر احزاب همگی در تبعید به سر می برند و هیچ قدرتی و یا نزدیکی به جناح حاکم ندارند. اگر بخواهیم اصلاح طلبان را از گزینه های امید خط بزنیم تنها با ایجاد تشکلات کارگری داخل کشور و تاسیس سندیکاهای کارگری می توانیم موفق باشیم در غیر اینصورت امیدی دیگری نخواهیم داشت.و در آخر اینکه احزاب در تبعید باید بتوانند با احزاب دیگر به یک اتحاد و همبسنگی برسند و از سیستم خود محور بینی خارج بشوند و راهی را ادامه بدهند و حرفی را بزنند که منفعت مردم و کشور در ان باشد و نه مواضع و منافع حزب خودشان و باید تلاش کنند که انحصار گرایی از بین برود و همه احزاب در کنار یکدیگر برای مردم تلاش و مبارزه بکنند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)