نئولیبرالیسم و مقابله با تورم

موضوع مرکزی مقاله ی حاضر عبارتست از بررسی اهمیت مقابله با تورم به عنوان نقطه شروع نئولیبرالیسم به مثابه یک سیاست اقتصادی. این امر مستلزم بازبینی تاریخ تکوین نئولیبرالیسم است. در این مطلب نشان خواهم داد که یکی از مختصات بنیادین نئولیبرالیسم به مثابه سیاست کلان اقتصادی، مقابله با تورم به جای مبازره با بیکاری است که از جانب نماینده برجسته مکتب پولی­ گرا، میلتون فریدمن در رد سیاست­ های کینزگرا پیگیری شد. در بازبینی تاریخ نئولیبرالیسم می­ باید دو رویکرد کاملا متمایز و حتی متضاد را در برخورد به دولت و جایگاه آن در جامعه بازشناخت. فوکو و هاروی نمايندگان شاخص اين دو رويکرد هستند