زندگی‌هایی که می‌توان به کُشتن داد: درباره‌ی مرگ‌سیاست

هیچیک از سازوکارهای هفتگانه‌ی مرگ‌سیاست نمی‌تواند به تنهایی عمل کند و همواره به مجموعه‌ای از دیگر سازوکارها متصل می‌شود تا خود را تکمیل، تقویت و تشدید کند. یک کولبر فقط آماج مجرم‌انگاری نیست بلکه یک (نا)شهروند وانهاده که هیچ حمایتی ندارد، یک فرودستِ پرت‌افتاده که صدایش به جایی نمی‌رسد و یک نژاد در-حاشیه که از هر فرصتی برای ارتقای زندگی‌اش محروم بوده هم هست. یک پناهنده صرفاً گرفتار سازوکارهای حیوان‌سازی نیست بلکه، همزمان، در بند مکانیسم‌های مجرم‌انگاری، فرودست‌سازی و نژادپرستی هم هست. یک آلونک‌نشین که در سکونتگاه غیررسمی زندگی می‌کند عملاً یک وانهاده‌ی مجرم است که زندگی‌اش از همه‌طرف تهدید می‌شود.