۱۳.تولید و تحقق ارزش اضافی:

اگر سرمایه دار در ازاء هشت ساعت کار، معادل سه ساعت کار، خرج معاش یعنی بازسازی نیروی کار (مزد) بدهد آنگاه پنج ساعت ارزش اضافی، در شکل کالا، از زندگی کارگر را تصرف کرده است. ولی این هنوز آغاز کار است و در نهایت در آخر چرخه زندگی سرمایه، این پنج ساعت باید به تولید باز گردد. یعنی این ارزش اضافی، در افزایش سرمایه تحقق می یابد.

دیالکتیک [ذات، پدیدار] و چرخه ارزش افزای زندگی سرمایه:

در بحث ارزش، دیالکتیک [ذات، پدیدار]، اهمیت اساسی و در مقایسه با دیالکتیک های دیگر، نقشی، تعیین کننده و هژمونیک دارد.

در چرخه زندگی سرمایه (پروانه)، ابتدا ارزش اضافی (تخم پروانه)، در نهانخانه تولید سرمایه، منعقد می شود و سپس به شکل کالا (کرم-لارو)، در می آید و آنگاه در (پیله های طلائی یا نقره ای و غیره بصورت شفیره ای) پول، دگردیسی می کند و سرانجام در شکل سرمایه (پروانه)، زندگی اش را آغاز می کند. نکته مهم در اینجا این است که طی تمامی این گذار ها، (کروموزومهای) ذات ارزش، خود را حفظ کرده است. البته این مقایسه، برای فهمیدن است و نه تبعیت، زیرا چرخه دگردیسی های سرمایه در حوزه نقد اقتصاد سیاسی قرار دارد در حالیکه چرخه دگردیسی های پروانه در حوزه زیست شناسی و دیالکتیک طبیعت قرار دارد و از نظر روش شناسی، قابلیت جابجایی ندارند.

در اینجا، چرخه زندگی سرمایه، در شکل دیالکتیکی [ذات: گذار پدیدار ها] و متشکل از پدیدار های چهارگانه، نمود می کند که متناظر با چرخه زندگی پروانه می نماید مثلا انجماد ظاهری شفیره و پیله های طلائی یا نقره ای آن با پول، طلا و یا نقره. که در زندگی به سمت تولید کالایی، به سرمایه، (پروانه آزاد تخم گذار) دگردیسی می کند.

چرخه زندگی پروانه: [کروموزومهای پروانه: تخم >> کرم >> شفیره >> پروانه].

چرخه زندگی سرمایه: [کار مجرد بیگانه شده: کار تولید کننده ارزش اضافی >> کالا >> پول >> سرمایه].

دو سویه گی، دوگانگی ارزش، یا تضاد درونی آن یعنی تضاد [کار، سرمایه]، در تمامی چهار شکل پدیداری آن وجود دارد. گذار این شکل های پدیداری، به تفکیک و به صورتی چکیده در زیر آمده است.

چهار گذار چرخه زندگی سرمایه:

۱.دگردیسی نیروی کار مزدی به کالا (تولید جوهر ارزش و ارزش اضافی در نهانخانه تولید)

۲.دگردیسی کالا به پول (انتقال جوهر ارزش و ارزش اضافی)

۳.دگردیسی پول به سرمایه (انباشت جوهر ارزش و ارزش اضافی)

۴.دگردیسی سرمایه به ضد دیالکتیکی نیروی کار مزدی (خرید نیروی کار)

که قابل مقایسه با چهار گذار چرخه زندگی پروانه است:

۱. دگردیسی تخم پروانه به کرم

۲. دگردیسی کرم به شفیره

۳. دگردیسی شفیره به پروانه

۴.جفت گیری و دگردیسی پروانه به تخم

و گذشته از آن، قابلیت مقایسه ای انجماد پولی، با حالت شفیره ای یا پیله ای و حرکت آزاد سرمایه در جفت گیری با نیروی کار، این مقایسه را در تفهیم موضوع تولید و گردش ارزش، پرمعنی می کند. در این جا حتی ذاتی ترین و چکیده ترین مفهوم آزادی در نظام سرمایه را می توان دید. نیروی کار مجبور است از بین نمایندگان آنان، یکی را برای فروش خدماتش و عده ای را برای حکومت کردن بر او، انتخاب کند. و این درحالی است که سرمایه داری، جلوه وارونه ای از آن ارائه می دهد و حکومتش را خدمت گذار و سرمایه دارش را کار آفرین می خواند. در حالیکه در این سر گردنه، سرمایه، صرفا برای افزایش خود، محتاج نیروی کار است و در مقابل، نیروی کار برای نان شبش به انتخابی کاملا نابرابر تن می دهد. جفت گیری پروانه ها، آزادانه و عاشقانه است و بقای آنان را تحقق می بخشد. اما سرمایه نه تنها آزاد منشی پروانه را ندارد بلکه جفت گیری اش، زالو صفتانه است و تخم گذاری اش فاخته وار.

چرخه زندگی سرمایه، چرخه دگردیسی های پدیداری ارزش هستند. جوهر ارزش، انتزاعی است بیگانه شده از کار انسانی در مرحله ۱ بالا است که در همه پدیدار های کار، کالا، پول و سرمایه، تولید و منتقل می شود.

برگرفته ای از بند [ذ]- دیالکتیک ارزش و چرخه ارزش و سرمایه

منبع:

رویکردی یکپارچه به روش شناسی، دیالکتیک، شناخت و پراکسیس. ویراست دوم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)