این یاداشت به قلم یک دانش آموخته ی فلسفه در داخل برجک نگهبانی نوشته شده است. ملاحظه ای است انتزاعی از مواجهه ای انضمامی : تجربه ای زیسته در خدمت سربازی.

بیش از صدسال است که از قانونی شدن اعزام جوانان مشمول به خدمت سربازی می گذرد و این رویه همچنان ادامه دارد. ایران از معدود کشورهایی است که در کنار کره شمالی و اسرائیل، سربازی اجباری-نظامی بالای 18 ماه دارد. خدمت سربازی مسئله ی زنده ای است که به ندرت از چشم اندازی فلسفی مورد تحلیل قرار گرفته است. این نوشته دو بخش دارد:

1) توصیف پدیدار شناسانه ی تجربه سربازی و 2) بررسی و نقد استدلال مشهوری که به سود ضرورت دوره ی سربازی اقامه می شود.

سرباز بودن چه کیفیتی دارد؟
سربازی تجربه زندگی در یک محیط دسته جمعی است. سرباز در اولین مواجه خود با پادگان، تفرد خود را از دست می دهد. در این محیط اراده ی فردی در اراده جمعی حل می شود و خلاقیت فردی جای خود را به مشارکت جمعی می دهد، از ارزش فرد کاسته می شود و هدف جمع واجد اهمیت قرار می گیرد. فعالیت های روزانه به صورت گروهی انجام می گردد و به امیال و خواسته های فردی توجهی نمی شود.

تجربه سربازی، تجربه مرگ است. نه از این جهت که همانند مرگ امری دردناک است بلکه به این دلیل که تجربه نوعی فقدان است.

انسان وقتی میمرد آگاهی خود را به کلی از دست می دهد و این فقدان آگاهی، وی را از بهره مندی از هر تجربه ای محروم می سازد. یک سرباز به محض اعزام به خدمت با چنین تجربه ای رو به رو میشود. ابتدا با ترک خانواده، دوستان و عزیزانش متحمل فقدان می شود و سپس با ورود به یگان خدمتی خود، از دیگر امور انسانی محروم می گردد: از آزادی، اختیار، لذت، فراغت، عشق، خلوت گزینی، علم آموزی و… . امور یاد شده بخشی از مولفه های یک زندگی معنا دار را تشکیل می دهند که محرومیت از آنها منجر به پرتو افکندن سایه پوچی و بی معنایی در زندگی یک سرباز می شود. آنچه که این بی معنایی را تشدید می کند برنامه تکراری، بی روح، خشک و منضبط فعالیت های روزانه او است. تکرار، نقطه مقابل نشاط است که ملال را به همراه دارد و تجربه ملال، زندگی را از معنا تهی می سازد.

اما چه چیزی ضرورت چنین سیستمی را موجه می سازد؟ این پرسشی است که شایسته بررسی و موشکافی دقیق است. به راستی فلسفه خدمت سربازی چیست؟

سربازی و امنیت ملی

دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی ایران و جان و مال و ناموس مردم وظیفه دینی و ملی هر فرد ایرانی است و در اجرای این وظیفه کلیه اتباع ذکور دولت جمهوری اسلامی ایران مکلف به خدمت وظیفه عمومی برابر مقررات این قانون می باشند. ( ماده1 قانون خدمت وظیفه عمومی)

این خلاصه ای است از دلیل مشهوری که بر ضرورت و اهمیت خدمت سربازی آورده می شود که بنابر آن، شرط حصول امنیت پایدار ، جذب سرباز برای پاسداری از کشور علیه تهدیدات داخلی و تحرکات خارجی است . این استدلال دارای دو مقدمه به قرار زیر است:

1-دفاع از امنیت و استقلال کشور، تکلیف قانونی هر فرد ذکور ایرانی است.

2-شرکت در خدمت وظیفه عمومی دفاع از امنیت و استقلال کشور را تامین می کند.

3- بنابراین شرکت در خدمت وظیفه عمومی تکلیف قانونی هر فرد ذکور ایرانی است.

مقدمه اول استدلال فوق به نظر بدیهی می رسد. دفاع از امنیت، استقلال، جان ومال و ناموس مردم وظیفه دینی و ملی هر فرد ایرانی است اما تخصیص این وظیفه صرفا بهه افراد ذکور جامعه، مستلزم یک تبعیض جنسیتی آشکار علیه مردان است. امروزه بر خلاف دوران سنت از زن به عنوان جنس دوم و موجودی ضعیف و شکننده، که سرپرستی وی بر عهده مرد است یاد نمی شود بلکه با ظهور و بروز اندیشه های فمنیستی، زنان در همه عرصه های جامعه پابه پای مردان حضور دارند و معاف کردن آنها در عرصه حساس امنیتی بی وجه می نماید.

اما عمده نقد هایی که برضد قانون وظیفه عمومی مطرح می شود مقدمه دوم این استدلال را نشانه می روند. مدعایی که می گوید جذب و به کارگیری سربازان مطابق با قانون وظیفه عمومی در جهت دفاع از امنیت و اسقلال کشور امری ضروری است. اما نکته حائز اهمیت در این مسئله توجه به این است که اساسا در کشور امنیت و استقلال تحقق دارد و هیچ دشمنی متعرض جان و مال و ناموس مردم نشده است.

این چیزی است که لزوم سربازی را در دوران صلح منتفی می سازد. در صورتی که کشور در حال جنگ باشد دلیل نسبتا موجهی وجود دارد که سربازان علیه دشمنان بسیج شوند، در غیر این صورت نیاز به نیروی انسانی فراوان نظامی احساس نمی شود.

سربازی در دوران صلح منجر به این امر شده است که فعالیت اکثر سربازان هیچ ارتباطی به تامین امنیت و استقلال کشور نداشته باشد. به کارگیری سربازان در امور اداری، فنی، رانندگی، آشپزی، سرایداری و… از جمله این موارد است.

اما ممکن است در پایان اشکال شود که سربازی تلاشی است در جهت حفظ امنیت واستقلال کشور. طبق این تلقی، سربازان، نیروهای نظامی آموزش دیده ای هستند که در برابر خطرات بالقوه دشمن در حالت آماده باش به سر می برند. اما پرسش اینجاست که آیا تنها راه حفاظت از امنیت و استقلال کشور ، آموزش و جذب همه افراد ذکور جامعه است؟ آیا جز خدمت سربازی راهکار بدیلی برای حفظ امنیت ملی وجود ندارد؟
پاسخ به این سوال مثبت است: با ساماندهی ارتش حرفه ای.

مکانیزه شدن جنگ ها، منسوخ شدن نبرد های تن به تن، فراگیری استفاده از سلاح های کشتار جمعی و به کارگیری سیستم های هوشمند امنیتی از جمله عواملی است که ضرورت حرفه ای شدن ارتش را ایجاب می کند.

موارد فوق نشانگر برتری ارتش آموزش دیده و حرفه ای بر جذب نیروی انسانی زیاد اما غیر حرفه ای است. چنین سیستمی معایب سربازی سنتی را هم ندارد. خدمت سربازی به لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آسیب های زیادی را به کشور وارد می سازد. اشتغال، کسب و کار و تحصیل جوانان را دو سال به تاخیر انداخته و سن ازدواج آنها را بالا می برد. برخی از سربازان آسیب های عاطفی و ضربه های روحی شدیدی را تجربه می کنند. سطح رضایت و عزت نفس آنان کاهش یافته و عده ای را به سمت اعتیاد و مواد مخدر سوق می دهد.
مجموع عوامل فوق به لزوم در دستور کار قرار دادن اصلاح بنیادی خدمت سربازی اهمیت می بخشد. چیزی که چند سالی است تنها در حد شعار باقی مانده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)