برجام صدای بهار جبهه اصلاحات ایران بود که بعد از تلاش مداوم و مقابله با محافظه کاران و کارشکنی های دلواپسان داخلی، توانست به سرانجامی پیروزمندانه برسد. گذر از هفت خوان برجام علاوه بر عبور از تندروهای داخلی و سیاست های امریکا ستیزی ایرانی، شامل مقابله جبهه سیاسی و رسانه ای غرب با محافظه کاران سیاسی اروپایی و آمریکایی نیز بود. اما امروز چیزی از برجام باقی نمانده ،نه تنها وعده های اقتصادی به ثمر نرسیده است بلکه اروپا حمایت خود را آنطور که باید و شاید نشان نداده و هرگونه نرمشی از سمت ترامپ و اطرافیانش نیز بعید به نظر میرسد.

هرچند که پیام اعتدال روحانی در طول مذاکرات برجام و به نتیجه رسیدن آن موفق بود اما در پسابرجام، قواعد بازی توسط محافظه کاران ایرانی و آمریکایی طرح و بسط داده شده است. به شکلی که در یک سمت، هر گونه انعطاف سیاسی در مقابل فشارهای موجود، حمل بر تسیلم میشود و در دیدگاه ترامپ واطرافیان، امتیاز دادان به ایران سیاستی اشتباه، خطرناک و ساده انگارانه است که تنها باعث افزایش نفوذ ایران در منطقه میشود. سیاست کشورهای منطقه در قبال ایران نیز مزید بر علت شده و این معادله سیاسی را پیچیده تر میکند. در خارج از ایران، اسرائیل،عربستان و امارات طرفداران سرسخت افزایش فشار بر ایران هستند واز سوی دیگر در داخل، با افزایش فشارهای اقتصادی و نارضایتی های روز افزون، نگرانی نظام از به خطر افتادن موجودیت جهموری اسلامی خود را در برخورد های امنیتی و خفقان رسانه ای نشان داده است.

با گذشت یک سال از خروج یک جانبه امریکا از برجام، ایران پسابرجام نیز متعهد به برجام بود تا اینکه روحانی تغییر موضع اخیر ایران را چنین اعلام کرد: «ما یک سال به توصیه های شما عمل کردیم و صبر ما یک صبر استراتژیک بود. ما یک سال حوصله و صبر کردیم و به تعدات خود عمل کردیم، اما از امروز فروش مواد غنی شده و آب سنگین را متوقف میکنیم». با توجه به فشارهای موجود، گزینه های در دسترس و اهرم های فشار جمهوری اسلامی  بشدت محدودتر از قبل شده اند. این شرایط موجب شده محافظه کاران در ایران، خروج امریکا از برجام را مستندی بر حقانیت آنها در سیاست امریکای ستیزی جلوه داده و آنرا دستاویزی جهت جلوگیری از هرگونه اصلاحات جدی سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی قرار دهند. شاید بتوان چنین گفت که با اصلاح سیستم های معیوب مدیریتی حاکم بر جامعه دولت توانایی کنترل اوضاع و کاهش خسارات وارده بر اقشار مختلف جامعه را دارا می‌باشد؛ اما قدر مسلم آن است که با توجه به گسترش نزاع های داخلی ، فساد های گسترده اقتصادی و حضور نهادهای نظامی و امنیتی در این حوزه ها، اعمال چنین اصلاحاتی دور از ذهن به نظر میرسد چراکه در تضاد با منافع اقلیت حاکم است.

در روند مقابله با تحریم ها یکی از گزینه های پیش رو بازتر کردن فضای سیاسی- اجتماعی می باشد که میتواند در آرام کردن جامعه و معترضان نقش بسزایی ایفا کند اما کوچکترین اصلاحات در نگاه دلواپسان نوعی عقب‌نشینی در مقابل مخالفین تعبیر میشود. از این رو به نظر میرسد که افزایش خفقان و برخورد‌های حذفی با منتقدان تبدیل به راهی برای پاک کردن صورت مسائل و امتداد سیاست های پیشین نظام در سطوح مختلف جامعه است، سیاستی ثابت که جمهوری اسلامی از ابتدا نسبت به مشکلات موجود در جامعه پیاده کرده است. عدم انعطاف در حوزه سیاست خارجی از سوی هر دو طرف مناقشه (ایران و آمریکا) ، عدم حضور پررنگ و حمایت کافی اتحادیه اروپا از برجام و همچنین روانشناسی پیچیده حاکم بر سیاست داخلی ایران باعث محدود تر شدن گزینه های موجود نظام جهت مدیریت بحران های اقتصادی ناشی از تحریم ها شده است.

هرچند اتحادیه اروپا تلاش هایی برای تضمین منافع اقتصادی برجام برای ایران انجام داد و مجوزها و حمایت های قانونی لازم برای سرمایه گذاری در ایران را صادر کرد اما نادیده گرفتن نقش موثر اقتصادی‌-سیاسی ایالات متحده در معادلات جهانی، مانع حضور شرکت ها و همکاری بانک های اروپایی با ایران شد. رئیس جمهور ایران از این مشکل به عنوان «کدخدایی آمریکا» یاد میکند. وی با اشاره به مذاکرات سال 82-83 بیان کرد که «اروپا در آن سالها دچار این مشکل بود که آمریکا را کدخدا میدانست و به همین دلیل نمیتوانست تصمیم قاطع برای منافع خود بگیرد. الان اروپا کدخدایی آمریکا در امور سیاسی و حقوقی را قبول ندارد، اما شرکت ها و بانک های آن ها آمریکا را کدخدا میدانند». ایران با توقف برخی از تعهدات خود به برجام، با مهلتی 60 روزه به کشورهای 1+4، امیدوار است که شوک ناشی از این اقدام اهرم فشاری در جهت تبدیل حمایت های سیاسی اتحادیه اروپا به اقدامات اقتصادی ملموس برای تحقق بخشیدین به بخشی از تعهدات برجام باشد. با توجه به نگاه منفی حاکمیت به هرنوع اصلاحات موثر در تلطیف فضای داخلی و خارجی؛ این یکی از راه های برای برون رفت ایران از بحران و فشار به سایر طرف های برجام با کمترین خسارت وارده میباشد. این تنها راه واکنش ایران به تحریم ها و فشارهای اخیر است که نیازی به پرداخت هزینه های سیاسی و احتماعی از سمت دولت را ندارد به عبارت دیگر، ایران در این اقدام متعهد به هیچگونه «عقب‌نشینی» ایدئولوژیک نمیشود.

در صورت بی نتیجه ماندن این اقدام، کاهش دوباره تهعدات برجامی از سمت ایران و افزایش تنشها بین ایران و امریکا، میتوان حتی همراهی این اتحادیه با تحریم های امریکا را متصور شد .در حالی که ترامپ سیاست فشار حداکثری بر ایران را درپیش گرفته است؛ افزایش تنش‌ها در منطقه میتواند به برخورد نظامی بین طرفین منجر شود. خبرگزاری بلومبرگ اما در ماه آپریل تاکید کرد که وزیر امور خارجه آمریکا در جمع ایرانی- آمریکایی ها به این مطلب اشاره کرده است و هرگونه حمایتی از گروه های خارجی مانند مجاهدین را رد کرده است. این درحالی است که کلیت سیاست های ترامپ درقبال ایران در مسیر براندازی طراحی شده است. در انتها باید گفت که با در نظر گرفتن عدم ثبات سیاسی ترامپ و اطرافیانش در حوزه داخلی و خارجی، نظیر خروج ناگهانی ترامپ از معاهدات بین اللملی نمیتوان نسبت به امکان مذاکره بین ایران و امریکا حداقل در شرایط کنونی خوشبین بود. با کنار رفتن این گزینه آیا میتوان روشی را از سمت ایران برای مقابله با تحریم ها متصور بود که در آن ایران با برداشت از خزانه ایدئولوژیک خود، حداقل درصدد تلطیف اوضاع اجتماعی با معرفی اصلاحات جدی در داخل ایران برآید یا اینکه سیاست نامتعارف ترامپ، جمهوری اسلامی را مات میکند؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)