چند صباحی است که حوادث طبیعی پی در پی به علت تغییرات ناگهانی آب و هوا و اجرای سیاستهای هستی سوز جمهوری اسلامی در کشورمان رخ میدهد. از میان بلایای طبیعی زلزله، سیل بیشترین خسارات و تلفات را در چند سال گذشته بر پیکر سرزمین‎ و مردم ما وارد کرده است. سیل اخیر از ۲۶ اسفند از گلستان شروع و کماکان ادامه دارد، درست در زمانی که مردم میهن ما آماده میشدند که طبق رسوم عید با روبیدن گرد و غبار دست به خانه تکانی زنند و با شوق تمام به استقبال سال نو بروند. سیلی بنیان‌افکن تیشه بر ریشه آنان زد. هم اکنون همه اخبار کشورم را حوادث مربوط به سیل پوشش می‌دهد. و من تمام لحظات خود را در کنار مردم سیل زده همچون سال ۸۹ گلستان می بینم و قلبم فشرده می‌شود .گاهی به رویا میروم و با خود فکر میکنم این چه بلای خانمان سوزی بود که بر مردم کشورم رفته است ؟آیا سیل قابل پیشگیری نیست ؟ چه عواملی در ایجاد آن نقش دارند ؟آسیب‌های بعد سیل چی هستند؟ ایا آسیبهای روانی آن در بین مردم مناطق سیل‌زده قابل جبران است؟ مسئولین چه نقش دارند ؟ ما چه کمکی میتوانیم انجام دهیم ؟ قلم را بر میدارم تا به این پرسشها روی صفحه سیاه شده کاغذ زمان پاسخ دهم. براستی سیل چیست ؟سیلاب عبارت است از آب فراوان که با سرعت جاری می‌شود و رودخانه‌ها طغیان میکنند و قسمت‌هایی از زمین را زیر آب می‌برد. در واقع پس از یک بارندگی شدید مقدار آب رودخانه به سرعت افزایش یافته و در نتیجه از بستر عادی خود سرریز کرده و دشت و مناطق اطراف آن را در بر میگیرد. سیل در هر نقطه‌یی از جهان امکان وقوع دارد و شدت و ضعف ان هم به شدت بارندگی، نفوذ‌پذیری زمین و وضع توپوگرافی منطقه دارد. تا آنجا که با سیل جاری بر میگردد مردم گلستان، شیراز، لرستان، خورستان می‌گویند شدت سیل و ابعاد آن در سالیان قبل که پدرانشان و خودشان تجربه کرده‌اند هیچگاه با این شدت نبوده است. آنها فریاد میزدند بی کفایتی مسئولان به دلیل رانت خواری‌ها و ساخت و سازهای بی رویه در مسیر رودخانه‌ها، باعث کاهش ظرفیت طبیعی رودها و کاهش اندازه‌ی دشت‌ها شده و از این رو در زمان طغیان میزان خرابی گسترده‌تر شده است. نمونه این بیکفایتی و نادیده گرفتن منطق محیط زیست را می‌توان در منطقه نهارخوران گرگان و در شیراز در دروازه قرآن مشاهده کرد که اولی از سوی نورمفیدی و پسرانش نابود شد و دومی با تخریب خندق یا دره‌یی (تنگه الله اکبر) گه مسیر سیلابهای فصلی و تبدیل آن به جاده و محل عبور و مرور خودروها اجرا شد. مسئولین شهرداری وقت هنگام جاده‌سازی به منطقه رفتند از سوی سپاه دستگیر و زندانی شدند. و برای ساختن جاده، شهرداری مجبور شد هزینه گزافی در رویارویی با سپاه متحمل شود. به گفته کارشناسان شهرسازی اسفالت و سیمان کردن زمینهای اطراف آن نیز مشکلی مضاعف در هنگام بارندگی شدید است و علت آن صرفا سودجویی سپاه است و عدم مدیریت منابع آبی که در هنگام بارش شدید نه جلوی فاجعه گرفته می‌شود و نه از آن اب استفاده صحیح میشود. یا در سیل خوزستان می بینیم هورالعظیم یکی از مهمترین تالابهای خاورمیانه و بازمانده از تالابهای بین النهرین با شروع حفاری و اکتشاف نفت در میادین نفتی آزادگان شمالی و جنوبی، احداث تاسیسات نفتی و ایجاد راههای ارتباطی توسط شرکتهای تابعه وزارت نفت به چندین قسمت از هم جدا شده و خشک میشود.  رحیم یکی از ساکنان محله «رهبریه»در نزدیکی هور العظیم میگوید «اینجا بهشت بود که از ما گرفتند نیاکان ما رزق و روزیشان را از آن تامین می‌کردند اما کمتر از ده سال به بیابان تبدیل شد. چون برای کسانی که منافعی در شرکت و راه اندازی ان داشتند زیست بوم منطقه اهمیتی ندارد و به تالاب اهمیت نمی‌دهند» او می‌گوید اگر شرکت نفت و  مسئولین در واقع تالاب را تخریب نمی‌کردند هیچوقت از بین نمیرفت. شرکت نفت تمام تالاب را نابود کرد و ان را به گورستان زباله‌های نفت تبدیل کرد پسماندهای نفتی را در حفره‌هایی در داخل هور تخلیه میکنند و روی آن را با یک لایه خاک می‌پوشانند. با این کار در اطراف محل دفن و پسماندها، دیگر هیچ موجود زنده‌ا‌ی از گیاهان و آبزیان و حیوانات تا ابدالدهر نمی‌تواند زندگی کند. با جاده‌سازی بی قاعده و سوزاندن نیزارها و آلودگیهای جوی و صوتی تجهیزات نفتی از دیگر مشکلاتی است که فعالیتهای نفت برای هور به «ارمغان» آورد. مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷در اظهار نظری گفته در یکسال و نیم گذشته علیرغم تمام هشدارها و دستور مقام قضایی اخطاریه‌ها ، جلسات متعدد و مکاتبات مسئولان این میدانهای نفتی جاده‌هایشان را احداث کردند، و حتی اقدام به زدن «گاردیل» نیز کردند و کارکنان کمپ‌های خود را نیز در تالاب ساختند.

 چه کسانی میتوانند در مقابل دستور قوه قضائبه ایستادگی کنند صاحب این میدانها و کسانی که از آن بهره میبرند کیستند و چگونه با توجه به محدود بودن صادرات نفتی با از بین رفتن محیطزیست به بهره برداری آن پرداختند؟

زمانی که مجید نامجو وزیر نیروی دولت احمدی نژاد از سد سازی دفاع کرد و در دفاع از این اقدام گفت سد سازی در کشور با هیچ مشکلی روبرو نبوده و به درستی انجام میشود و باید به مهندسین سازه‌ها و سدها افتخار کرد، حالا کجاست که به مردم خوزستان و لرستان و گلستان پاسخ دهد. بر همین سیاق ساخت خط آهن ایران به آسیای میانه که از گرگان به مرز ایران و ترکمنستان میرسد نیز سیستم اکولوژیک تالابها را به هم ریخته است. بحران زیست محیطی کشور سالهاست دامن رودخانه کارون را گرفت و به همین دلیل نمایندگان خوزستان در مجلس با انتقال آب مخالفت کرده بودند. احمدرضالاهیجانزاده مدیرکل محافظت از محیط زیست استان خوزستان اواسط سال گذشته عنوان کرد در گذشته شرکتهای ملی حفاری باعث و بانی خشکی ۶۰ هکتار از تالاب هورالعظیم برای احداث جاده و تاسیسات خود بودند. اکنون ۴۰هزار هکتار از این مقدار در زیر آب است و تنها بخشی از آن در حوزه جنوب تالاب قرار دارد. در استیضاح آقای نامجو در مجلس در سال ۸۹نماینده اهواز طرح کرد در حالیکه فاضلابها مستقیم وارد رودخانه کارون میشوند، و از این آب برای کشاورزی استفاده میشود همهنگام در بعضی از مناطق آب شرب روستائیان از آب کارون تامین میشود. ملاحظه میکنیم در تمام ویرانیها نقش سپاه و پایوران قدرت در ارکان نظام بوضوح نقش مشخصی دارند. در چنین شرایطی فعالان محیط زیست با دلیل و منطق بیان میکردند که بر پا کردن سد در ایران ضرورت ندارد ایران دارای تمدن کاریزی است آب در ایران سالیان متمادی از طریق قنات یا کاریز تامین میشد که خشک شدن آنها در ایران خود داستانی دارد. در سال ۱۳۹۲ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که «هشتاد و پنج درصد»منابع آبهای زیرزمینی از دست رفته است، اما علت آن را از طریق رسانه ها برای مردم بازگو نکرد. در جوامعی که از برنامه‌ریزی و درایت مسئولان بر خوردارند به دنبال روش تغذیه مصنوعی میروند تا سطح سفره  را ثابت و متعادل نگاه دارند. برخلاف صحبت مسئولین که آب سیل را علیرغم خرابی آ« با خنده نعمت میدانند باید گفت آب زمانی نعمت خواهد بود که ساختار مدیریتی منابع آب زیر زمینی و آب سطحی تغییر کند.  اگر حکمرانی آب به سمت پایدار شدن نرود حتی با وجود افزایش بارندگی اتفاق مثبتی نخواهد بود. همانطور که دیدیم اگر آب سد وشمگیر، سدکرخه، سد لرستان به موقع رها سازی میشد و استعداد پذیرش سیل را پیدا میکرد ان زمان خود سد به عنوان یک عامل تشدید کننده سیل عمل نمیکرد. اما مسئولان به جای اینکه به مردم فکر کنند به سودآوری آن فکر میکردند. زمانی که هواشناسی هشدار میداد حجم آب سد را کاهش میدادند نه اینکه بعد از وقوع بارندگی و سر ریز شدن سد از ترس شکستن آن، دبی مصنوعی ایجاد کنند بطوری که دبی طبیعی سد وشمگیر 200متر مکعب در ثانیه است، اما بر اثر بارش‌های اخیر به حدود 500مترمکعب بر ثانیه رسید. این خود سیل جدیدی ایجاد کرد و باعث طغیان رودخانه گرگان‌رود که آنهم به علت عدم لایروبی و حجم رسوبات جمع شده در آن بود که بخشهای بزرگی از گنبد آق قلاو گمیشان زیر آب برود و بر مبنای تحقیقات انجام شده در مرکز تحقیقات علوم زمین در آلمان سدها روند رسوب‌گذاری را افزایش میدهند و باعث میشوند تا به تدریج دیگر رودخانه‌ ها تحمل پذیرش حجم سیلاب را نداشته باشند. در حالیکه با مدیریت درست باید هر لحظه آمادگی وقوع بحران را داشت اما چه کسی می خواهد چنین مدیریتی داشته باشد؟ساختار مدیریتی کشور بودجه های کلان صرف در پروژه های سد سازی کرد و دست به ساخت سدهای جدید کردند در حالی که چیت چیان نخستین وزیر نیروی دولت روحانی خود با انتقاد از سد سازی افراطی گفت آب کافی برای پر کردن سدهای ساخته شده وجود ندارد. زمانی که کشاورزان نیاز مبرمی به آب داشتند و سفره های زیر زمینی از آب خالی شده بود آنها آب ذخیره شده را از دست ندادند در حالی که در دنیا امروز سد سازی نقش عمده ای در تنظیم رودخانه ها دارد. جهت پیشگیری از ساختن سد کارشناسان و مدافعان محیط زیست بارها به دلیل حمایت از طبیعت و مردم به زندان افتادند یا چون امامی در این راه جان باختند در واقع ما نمی توانیم جلو بارندگی ها شدید را بگیریم اما می توانیم با حفاظت از پو شش گیاهی و قطع نکردن درختان جنگلی که تجمع شاخه های آنها و سایه شان بر زمین از آب و زمین محافظت میکند و هنگام بارندگی شدید با جذب آب در خود و کاهش شدت آن بر زمین از سیلاب پیشگیری میکند. دبیر سیاست محیط زیست در مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری در باره سیل اخیر در کشور به خبرنگاران گفت آنچه در کشور ما رخ داد اتفاق کم نظیری بود یک جریان قطبی مشهور به «جت استریم» توانست بعد از مدتها وارد خاور میانه شود و از شرق مدیترانه کشورهای فلسطین، اردن،و عراق و ایران را در گیر کند و در چهار شهر ایران بارانی شدیدی ببارد(گرگان، خرم آباد، یاسوج، همدان)این حجم باران باعث سیل خواهد شد اما چند نکته وجود دارد که با رعایت آنها می‌توانستیم بیشتر از مواهب سیل استفاده کنیم و کمتر درگیر مشکلات و خسارت‌های سیلاب می‌شدیم. هرچند گفتنی است که این اقدامات در توان و مدیریت جمهوری اسلامی نیست، به نظرم برای پیشگیری از آسیب کمتر در سیل: 

نخست باید با طبیعت رابطه دوستانه داشته باشیم و منطق سوخت و ساز طبیعی را نادیده نگیریم.

دوم. هر چند سرمایه‌داری تنها عامل تخریب محیط زیست نیست،  اما به سبب منطق سودجویی خود بیش از هر عامل دیگری به طبیعت آسیب میزند.

سوم. سدسازی در ایران بیش از این که برخاسته از نیازهای مردم و در پیوند وثیق با طبیعت بوده باشد از بی منطقی زمامداران اسلامی با خصلت نمایشی و سودجویی انجام شده است.

چهارم با آمادگی در برابر سیل میتوانستیم آبها را در مسیری مناطقی که به آب نیاز داشتند کانالیزه کنیم.

اتخاذ تدابیری که در خدمت مردم باشد با موجودیت رژیم اسلامی در تعارض است بنابراین سازماندهی یک جنبش مدافع محیط زیست بیش از هر زمانی به نیاز سوزان مبارزات مردمی تبدیل شده است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)