بر هیچکس پوشیده نیست که داعش و هم کیشانش ابزارهائی هستند که در دست آمریکائی ها و همپیمانانشان برای اهداف چند منظوره (یا چند بعدی) به کار برده می شوند. در نگاه اول، این گروهک های تروریستی بدست ایالات متحدۀ آمریکا به وجود آمدند، و همانگونه که هیلاری کلینتون گفته است، فرستاده می شوند تا برخی کشورها و به ویژه کشورهای عرب را تخریب کرده و به فروپاشی دچار کنند. سپس مردم این کشورها را وادار می کنند تا از قوانین مستبدانه ای که به هیچ عنوان شایستۀ مقام انسانی نیست تبعیت نموده و بر این اساس زمینۀ تصاحب ثروتهای مردم مغلوب شده را تدارک می بینند. وقتی این استراتژی شکست می خورد، همانگونه که در سوریه روی داد، آمریکائی ها بند تفنگشان را از یک شانه به شانۀ دیگر منتقل می کنند[۱] و از « مبارزه علیه تروریسم » حرف می زنند. این ساز و کار در عرصۀ جغرافیای سیاسی در واقع یک اسلحه است که برای همان اهدافی که در بالا اشاره کردم به کار می رود. با وجود این پرسشی که بر جا می ماند این است که چگونه آنانی که گروهک های تروریستی را به وجود آورده اند در عین حال می خواهند علیه آنان بجنگند؟

نبرد علیه داعش در باغوز فوقانی (در استان دیرالزور) آخرین پایگاه داعش در شرق سوریه، در رسانه‌ها جای پر اهمیتی را بخود اختصاص داده ولی حاوی ابهامات خاصی است. حاکم الزمالی عضو جنبش الصدر در عراق در گفتگوئی با شبکۀ لبنانی المیدان گفته است: طلای ربوده شده از عراق در سال ۲۰۱۴ تقریباً ۵۰ تن تخمین زده شده، به علاوه ۴۰۰ میلیون دلار در باغوز است. در نتیجه این پرسش مطرح می‌شود که آیا واقعاً این نبرد هدفش ریشه کن کردن داعش است و یا اینکه هدف آمریکائی‌ها و نیروهای کُرد تصاحب این غنیمت است یعنی گنجینه‌ای فوق العاده برای نیروهای کُرد کاساد جهت تأمین مالی طرح خودمختاری و استقلالشان.

با وجود این، آیا پایان مجاهدین داعش در باغوز واقعاً پایان قطعی این سازمان است؟

رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ پیش از این در ۶ فوریه در گردهمآئی کشورهای عضو ائتلاف ضد داعش اعلام کرد که سر داعش بریده شده و نیروهای آمریکائی دست اندر کار «باقی مانده های داعش» هستند. ولی می بینیم، به ویژه با آنچه از هم اکنون در باغوز در شرف تکوین است، که داعش به شکل واقعی و عینی هنوز حضور دارد. این موضوع تناقض استراتژیک رئیس جمهور ترامپ و دولت او را به ویژه در رابطه با موضوع مبارزه علیه تروریسم آشکار می کند.

الوان علم الدین Alwan Alam Al-Din در کتاب « منازعات در لبۀ پرتگاه »[۲] از بروس هوفمن[۳] کارشناس تروریسم در دانشگاه جرج تاون [۴]به نقل می آورد و می گوید : « با وجود مرگ شمار بسیاری از تروریست های خارجی عضو داعش، هزاران نفر از آنان از سوریه گریخته اند و امروز به قطع یقین بسیاری از آنان در بالکان به سر می برند و مطمئناً منتظر فرصت مناسبی هستند تا قاچاقی وارد اروپا شوند.»[۵]

به نقل از فدران دزیحیک[۶] Fidrane Dzihik کارشناس بالکان در مؤسسۀ بین المللی نروژ در همان کتاب : « سلفیستهای جهاد طلب در بالکان به سر می برند و با برخورداری از امکانات بزرگ چندین کشور در قارۀ اروپا را هدف گرفته اند.»[۷]

علاوه بر اینکه امروز اروپا از سوی بالکان تهدید می‌شود، رئیس جمهور ترامپ به سهم خود اعلام کرد که تابعین کشورهای اروپائی را که در زندان نیروهای کُرد در سوریه به سر می‌برند و زیر پرچم داعش در عراق و سوریه می‌جنگیدند آزاد کرده است. این رویداد دو موضوع را ثابت می‌کند، نخستین موضوع به سطح همکاری آمریکا و کُرد مربوط می‌شود که به روشنی نقش ترامپ در جایگاه سخن گو و تصمیم گیرندۀ اصلی ولی به نام نیروهای کُرد سوریۀ دموکراتیک را نشان می‌دهد، موضوع دوم جنگ امنیتی ست که ترامپ پس از اعلام جنگ اقتصادی علیه اروپا اعلام کرده است.

مارک پمپئو وزیر امور خارجۀ آمریکا به سهم خود در آغاز ماه فوریه اعلام کرد که داعش به سوی آفریقا می‌گریزد. پرسشی که می‌توانیم دربارۀ این گزارش مطرح کنیم این است که چگونه داعشی که در شرق سوریه در محاصرۀ ائتلاف بین المللی به فرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا و هم پیمانان کُرد آنان بوده به همین سادگی به آفریقا گریخته است؟ آیا بین ورود داعش به قارۀ آفریقا و هرج و مرج و اقدام برای بی ثبات سازی رابطه‌ای وجود دارد که در حال حاضر برخی کشورهای آفریقائی با آن روبرو شده‌اند؟ و یا اینکه هم زمانی این رویدادها یک اتفاق بیشتر نبوده است؟ برای روشنتر کردن این موضوع باید یادآوری کنیم که نیروهای امنیتی الجزائر اخیراً یک گروه پر شمار از تروریست هائی را بازداشت کردند که از حومۀ حلب آمده بودند و سعی داشتند از مرز نیجریه وارد الجزائر شوند.

هم اکنون گزارشاتی به جریان افتاده که خبر از انتقال ارتش آمریکا از سوریه به عراق می‌دهد، و حدود ۸۰۰ مجاهد داعش را نیز با خود منتقل می‌کنند. این مجاهدین در زندان نیروهای کُرد کاساد به سر می‌بردند.

در نتیجه اگر ما بیانات هیلاری کلینتون دربارۀ سهم آمریکا در ایجاد القاعده و سپس داعش، و عملکردهای سیاست امنیتی آمریکا را به حساب بیاوریم، می‌بینیم که در بیشتر موارد مبارزه علیه تروریسم همواره به معنای جا بجا کردن [تروریستها] از یک کشور به کشور دیگر، از یک منطقه به منطقۀ دیگر بوده و یا اینکه به آنان اجازه داده تا آزادانه عبور و مرور کنند، با وجود این همه جا جار زده که علیه آنان جنگیده است.

سرانجام هیچ مانعی وجود ندارد تا داعش یا گروه‌های افراط گرا با تمایلات اسلامی مشابه یا گروه‌های افراطگرای مسیحی در آمریکای لاتین را ببینیم که هدفشان مقابله با قدرت رسمی ونزوئلا و هم پیمانانش است. به ویژه که سناریوئی که ایالات متحدۀ آمریکا برای ونزوئلا آماه کرده است مشابه طرحی ست که سوریه از هشت سال پیش با آن رویاروئی می‌کند که با برافراشتن پرچم «بهار عرب» آغاز شد.

 

مرکز پژوهش های جهانی سازی

۲۸ مارس ۲۰۱۹

 

آنتوآن شرپانتیه Antoine Charpentier

نویسنده تحلیل گر سیاسی متخصص خاور میانه

 

ترجمۀ حمید محوی

پاریس. ۹ آوریل ۲۰۱۹


[۱]  انتقال بند تفنگ از یک شانه به شانۀ دیگر اصطلاح فرانسوی و به معنی تغییر روش است بی آنکه هدف تغییری کرده باشد.

[۲] Conflits sur le bord de l’Abîme

[۳] Brousse Hauffman

[۴] Université Georges Tawn

[۵] A. N. AMINE EL-DINE, Conflits sur le bord de l’Abîme, Beyrouth, 2019, p. 12 (En arabe)

[۶] تلفظ نام عربی به فارسی ممکن است صحیح نباشد

[۷] A. N. AMINE EL-DINE, Conflits sur le bord de l’Abîme……Op.cit. p.13

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com