اکثریت غیر مذهبی

زندگی عجیب است ، نه بودن ، نه نبودن ، و نه نوع بودن و نبودنمان دست خودمان نبود . ما متولدین جنگ کم نیستیم ..
ما خودمان خبر نداشتیم که پدرمان سواد درست حسابی نداشت و مادرمان گم شده در بند رخت هایش بود ، میان حواس پرتی های پدر و مادرمان، از کاندوم های پاره و منقضی شده چشم به دنیا گشودیم ..
ما که می گویم منظورم بهایی و یارسان و کلیمی و مسیحی و مسلمان نیست، همه ی ما ..
پدرمان از فُکُل و کروات و مادرمان از مجله زنِ روز استعفا داده بود. با اسباب بازی هایمان عمری حرف می زدیم تا دوباره پدرمان دست به جیب نشود، لباس هایمان موروثی برادر و خواهر بزرگترمان بود ، نه اینکه ما نداشتیم ، نه .. هیچ کس نداشت ..
اگر دختر بودیم، پدر و مادرها مثل عقاب پنجه بر ما می زدند که کسی به تنمان دست درازی نکند ، غافل از اینکه شبانه روز روح مان دستخورده می شد .. پسر که بودیم از شورت خیسمان صبح ها می ترسیدیم ، از بلوغ هیچ چیزی نمی دانستیم ، عشق ، قلدرِ محله بودن و دستمالِ خونی و شبِ حجله بود .. ابی گوش می دادیم و به صدای کویتی پور به به و چه چه می گفتیم !
گذشت و گذشت .. پنهان کاری می کردیم و عطر میزدیم که بوی گند عقده هایمان دنیا را در بر نگیرد ..
در این میان، من عقده ای افزودتر داشتم، من هم ابی گوش می دادم و به صدای کویتی پور به به و چه چه می گفتم، من هم پنهانکاری می کردم ، مُهر بر زبان میزدم ، منِ بهاٸی عید رضوان داشتم و بر سر کار می آمدم ،منِ یارسان عید یاران داشتم و دم نمی زدم ..
اینبار نمی خواهم دهن به شکوه از تبعیض ها بگشایم، این بار من یارسان نمی خواهم از تحریم از تحصیل تویِ بهاٸی یا تحریم از کار منِ یارسان بگویم ، می خواهم بگویم نسل من فارغ از هر مسلکی، کپی نابرابر با اصل است، سزاوار تبعیض نیست ،قشر زیادی از نسل من بیشتر از کتاب، در آرشیوش فیلم پورن دارد، حرام زاده ی رسانه های جمعی ست ، درکی از اجتماع و انسان و دین ندارد، قشر دومی لامپ کوچکی در سر روشن کرده اند و داد سخن می دهند و تو حکومت اسلامی که عنوان جمهوری داری آنها را به جرم اقلیت مذهبی در بند می کنی، نسلی که به خاطر احترام به نظرشان به بند می روند و واقعیت همچنان خاک می خورد ..
در این میان قشر سوم، قشری است که دیر زمانی است که از مقوله دین گریخته و تو با در بند کردنش باعث شدی که گرفتار افیون دین شود ..
امروز می خواهم از قشر چهارمی حرف بزنم که چشم هایشان باز شده و ناخواسته گرفتار دانستن شده اند. اکثریت غیر مذهبی، باز هم همان کهنه نسلِ تلوزیون سیاه و سفید و پدر و مادر محجوب . نسلی که به جای تو راه می رود و هر قدم از من عذرخواهی می کند، نسلی که در خودش قرآن را خوانده است و بر دهانش خاک پاشیده ، حافظه اش را بخشیده و مسٸولیت بدبختی هایش را به دوش می کشد . حالا به تمام اتفاق های افتاده و نیفتاده زندگی من هم حق می دهد ..
رٸیس جمهور : من هم می گویم حصر باید برداشته شود .
رٸیس قوه قضاٸیه : کی گفته حصر غیر قانونی ست ؟ حصر مصوبه شورای امنیت ملی است.
حالا رٸیس شورای امنیت ملی کیست ؟ رٸیس جمهور ..
بیا سیگاری بگیرانیم رفیق ، تقصیر تو نیست که این روزها همه از خیل اپوزوسیون مجازی اند، اگر قرار بر هدایت بود، صادق، هدایت میشد ..
سحر مریوانی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)