گاو

از دیر باز تا کنون، از کلیله و دمنه تا گلستان سعدی، از یونان باستان تا ادوار کهن آریایی، موجودات نمادی کارکردی در میان مردم و بناهای آنها داشته اند. موجوداتی نظیر؛ شیر، عقاب و گاو از پرکاربرد ترین ها هستند. گاو، سمبل تولید مثل، قدرت، پیروزی و برتری یافتن بر نفس حیوانی است. در ادوار گذشته در خیلی از شهرها و روستاها گاو را مب پرستیدند و خون گاو را مغذی برای مزارع می دانستند. امروزه در فرهنگ هندو نیز کماکان می توان شاهد این موضوع بود. 

در مجسمه های تاریخی آریایی، مصری و آسیای شرقی می توان تعدد تکرار نماد این حیوان را حس کرد. اگر هر حیوان درای بعد ماورائی و نمادی از اوصاف مخالف است، می توان این را به جامعه انسانی نیز تعمیم داد؛ یعنی هر انسان را با توجه به ویژیگی هایش می توان به یک حیوان منتصب کرد. در جوامع امروزی معمولا از واژگان: روبه صفتان، گرگ، مار خوش خط و خال و… به دفعات برای افراد مختلف به کار گرفته می شود. 

آیا وقعا هر انسان یک حیوان درونی دارد؟ چگونه است که به راحتی قابل تشخیص است این موضوع که شما می توانید با توجه به شخصیت و ویژگیهای هر انسان آن را به یک حیوانی نسبت دهید. حال این سوال پیش میآید که صفات حیوانی نمایانگر بعدی از انسان است، یا ما صفات انسانی درونی خودمان همگن سازی کرده ایم با حیوانات؟! 

در آخر با توجه به اوصاف گاو، این نکته قابل توجه است که چقدر گاو صفتان در جوامع امروزی کمرنگ هستند… .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)