موج سوم اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران روز چهار شنبه ۱۸ مهرماه وارد نوزدهمین روز خود شد. این اعتصاب سراسری که از روز شنبه ۳۱ شهریورماه در اعتراض به عدم تحقق مطالبات شان آغاز شده است، به رغم تهدیدات پی در پی، بگیر و ببندها و تلاش های گسترده رژیم برای شکستن این اعتصاب همچنان ادامه دارد و تاکنون بیش از ۳۰۰ شهر ایران را در بر گرفته است. بنا به گزارش ها طی روزهای گذشته رژیم جمهوری اسلامی برای مقابله با این اعتصاب بیش از ۲61 نفر را در استان‌های مختلف کشور بازداشت کرده است. اتهام این افراد “افساد فی‌الارض”، “اخلال در نظم و امنیت” و “قطاع‌الطریق” عنوان شده است. محمدجعفر منتظری، دادستان کل رژیم نیز در روزهای اخیر و در پی طرح این اتهامات، بازداشت ‌شدگان را تهدید به صدور احکام سنگین کرد و گفت که “مجازات این حکم می‌تواند اعدام باشد”. رژیم علاوه بر تهدید و بگیر و ببند اعتصاب کنندگان از سوی دیگر با مسدود کردن کارت‌ های هوشمند تهیه سوخت خودروهای آنان و یا با تطمیع برخی از صاحبان تانکرهای حامل بنزین و کامیون های حمل بار و اسکورت آنها در جاده ها توسط نیروهای انتظامی جهت به شکست کشاندن این اعتصاب از بکار گرفتن هیچ حیله و نیرنگی کوتاهی نکرده است.

به دلیل ادامه اعتصاب سراسری و کمبود سوخت در پمپ‌ بنزین‌ها رژیم برای سومین بار در چهار ماه گذشته مجبور شده است تا از تانکرهای سپاه پاسداران و ارتش برای سوخت‌ رسانی استفاده کند. علیرغم همه تهدیدات و فشارهای رژیم و به رغم مشکلات اقتصادی که برای تأمین معیشت خانواده های رانندگان کامیون به وجود آمده، آنان با ایجاد صندوق اعتصاب و تأکید بر همبستگی مبارزاتی همچنان بر ادامه اعتصاب تا تحقق کامل خواسته هایشان پافشاری می کنند. رانندگان اعتصابی اعلام کرده اند که تا تحقق خواسته هایشان از جمله کاهش قیمت لاستیک و لوازم یدکی، افزایش ۷۰ درصدی نرخ کرایه، کسر حق پرداختی بیمه رانندگان، حذف دلالان و واسطه‌ها از پایانه‌ها و باربری‌ها، افزایش حقوق بازنشستگی و سختی کار، به اعتصاب خود ادامه می دهند.

در حالی که روز هیجدهم مهر ماه موج سوم اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران وارد نوزدهمین روز خود شد، کسبه و بازاریان در شهرهای مختلف برای سومین روز متوالی در اعتراض به بی ‌ثباتی نرخ ارز، گرانی، رکود بازار و افزایش نرخ تورم و همچنین حمایت از اعتصاب رانندگان کامیون از بازگشایی مغازه های خود خودداری نمودند. بنا به گزارش ها در برخی از شهرهای ایران، رانندگان تاکسی به حمایت از اعتصاب سراسری رانندگان کامیون دست از کار کشیده اند. 

اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیون داران، تا همین لحظه نیروی اتحاد و همبستگی مبارزاتی را در صفوف اعتصاب کنندگان تقویت کرده و حس همسرنوشتی را در میان خانواده هایشان برانگیخته است. این اعتصاب سراسری آگاهی به ماهیت طبقاتی و عملکرد رژیم حاکم را در صفوف اعتصاب کنندگان دامن زده است. رانندگان کامیون در جریان این سه موج از اعتصابات سراسری بیش از هر زمان دیگر به قدرت همبستگی خود واقف شده اند، اکنون آنان می دانند که بدون کار آنان، بدون کار کارگرانی که در صنعت حمل و نقل کار می کنند آنهم در ایرانی که از سیستم راه آهن گسترده خبری نیست، هیچ کالایی به مراکز توزیع و به دست مصرف کننده نمی رسد، آنها می دانند که قدرت فلج کردن سیستم حمل و نقل و توزیع سرمایه داری ایران را دارند. آنها می دانند که این اعتصاب سراسری با همت و کارآزمودگی رهبرانش تا کنون توانسته تمام شگردهای رژیم برای در هم شکستن این اعتصاب را خنثی کند و با تداوم خود بر فضای سیاسی و مبارزاتی جامعه تأثیرات محسوس و غیر قابل انکاری به جای بگذارد.

رانندگان کامیون و کامیون داران با اعتصاب سراسری خود توانسته اند تا این لحظه دستاوردهای با ارزشی را در تاریخ جنبش مبارزاتی خود ثبت نمایند. اکنون رانندگان کامیون به همت فعالین و رهبرانی که پرچمدار این جنبش اعتصابی هستند در موقعیت به مراتب مناسب تری برای گام نهادن در راستای ایجاد تشکل طبقاتی و سراسری خود هستند. 

در شرایط کنونی ادامه این اعتصاب سراسری و جلب حمایت عملی کارگران دیگر رشته های صنعتی و خدماتی گامی مهم برای تضمین پیشروی و تحقق کلیه مطالبات این اعتصاب و آزادی بدون قید و شرط دستگیرشدگان می باشد. برای نمونه پشتیبانی عملی رانندگان اتوبوس در ابعاد سراسری و یا کارگران دیگر مؤسسه های تولیدی و خدماتی در شکل برپایی اعتصاب حمایتی می تواند رانندگان کامیون و کامیون داران را در موقعیت مناسب تری برای تحقق مطالباتشان قرار دهد. 

در شرایط نبود تشکل های توده ای و طبقاتی سراسری کارگران که بتوانند در همچون مواقعی با فراخوان به برپایی اعتصاب های حمایتی پیشروی و موفقیت مبارزه در یک رشته معین را تضمین کنند و جنبش کارگری را در قامتی یکپارچه به میدان آورند، این رهبران و فعالین کارگری در مراکز مختلف صنعتی و خدماتی هستند که در ارتباط و پیوند و همکاری با هم و با ایجاد تشکل و نهادی مانند شورای همکاری قادر خواهند شد تا حدودی خلاء نبود تشکل های توده ای و سراسری کارگران را پر کنند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)