«مسلم منصوری» فیلم­ سازی است که اکثر فیلم ­هایش را چه در ایران و چه در غربت به صورت زیر زمینی ساخته است. او هیچ­گاه برای ساخت آثارش تن به چهارچوب ­های حاکمیت نداده و باورش به سینمای مستقل و آزاد را قربانی جاه ­طلبی و منفعت شخصی نکرده است. «مسلم منصوری» تاکنون هشت فیلم مستند ساخته است که از جمله­ ی آنها می­ توان به فیلم­ هایی چون «کلام آخر» که درباره­ ی سال­ های آخر زندگی «احمد شاملو» است، فیلم «محاکمه»، «اتوپیا» و «خوشه­ های خشم» اشاره کرد. «مسلم منصوری» فیلم­ هایش را اغلب در فستیوال­ هایی نمایش می ­دهد که مستقل هستند و در چهارچوب دولت ­هایشان با آثار هنری برخورد نمی­ کنند. این گفتگو به مناسبت اکران آخرین ساخته ی سینمایی وی به نام «تنهایی عریان»  انجام گرفت. فیلم «تنهایی عریان» روایتی از زندگی «صادق هدایت» است و در روز 8 جولای در کافه «مضراب» در شهر آمستردام و با حمایت «ایران آکادمیا» به نمایش درآمد. فیلم کاملاً عاری از زرق و برق ­های معمول سینمای حال حاضر بود، اما «منصوری» چنان غرق در محتوای فیلم شده بود و به زیبایی آن را به بیننده ارائه می داد که دیگر آن زرق و برق­ ها چندان اهمیتی پیدا نمی­ کرد. او فیلم را با کمترین امکاناتی که در اختیار داشته زیبا ساخته است و موضوع و تصاویر آن بیننده را به دنبال خودش می کشد. او تا جایی در این امر موفق پیش رفته است که برخی از تصاویر مربوط به «صادق هدایت» را چنان با زیبایی خاصی بازسازی کرده بود  که برخی از تماشاگران گمان بردند که این تصاویر واقعی و متعلق به «هدایت» است.

جلسه پرسش و پاسخ بعد از اکران فیلم «تنهایی عریان» با کارگردان – کافه مضراب، آمستردام (عکس: فرزاد صیفی کاران)

گفتگو از فرزاد صیفی کاران

 

پرسش: شما را به عنوان بنیان‌گذار سینمای زیرزمینی در ایران می‌شناسند و همچنین اولین سینمای زیرزمینی خارج کشور را هم را در سال 2004 پای ه­گذاری کردید. با توجه به مشکلات و محدودیت‌های فراوان برای فیلم­سازان از جمله سانسور شدیدی که در ایران وجود دارد، درک و ضرورت وجود سینمای زیر زمینی در ایران کاملاً قابل پذیرش است، اما با توجه به شرایط و آزادی عملی که در خارج از ایران برای فیلمسازها وجود دارد شاید درک این موضوع سخت باشد که سینمای زیر زمینی به چه معناست؟

پاسخ: می­ دانیم که اگر کسی در ایران بخواهد بدون مجوز دولتی و مخفیانه فیلم بسازد و گوشه­ ایی از فلاکتی را که رژیم بر جامعه تحمیل کرده است را به تصویر بکشد، با خطر دستگیری، زندان و شکنجه روبرو خواهد بود. این می­ تواند یک مفهوم از سینمای زیر زمینی باشد در جامعه ­ایی مانند ایران. اما در خارج از کشور هم چنانچه کسی بخواهد خارج از خط و خطوط دستگاه­ ها و کمپانی­ های سینمایی و بازار عمومی آن فیلم بسازد و خلاف ارزش­ های متعارف و پذیرفته شده در سینما و زیبایی­ شناسی، درباره­ ی آن فیلم بسازد و یا این که خلاف جریان ­های رسمی سینمایی و معیارهای خرید و فروش بازار آن و خلاف سلیقه­ ی عمومی و نُرم­ های اجتماعی که همین دستگاه­ های رسانه­ ایی و تبلیغاتی در این جامعه این نُرم­ ها را ساخته ­اند، فیلم بسازد، به تعبیری می­ت وان گفت آن فیلم یک فیلم زیر زمینی است.

این را می ­دانیم که سینمای زیر زمینی به این مفهوم اولین بار در دهه­ ی شصت میلادی در آمریکا پایه ­گذاری می­ شود. هر چند در خارج از کشور فیلم­ساز با خطر زندان و شکنجه فیزیکی روبرو نیست، ولی نه جایی در بازار پخش و فروش فیلم دارد و نه جایی در رسانه­ های دولتی، فستیوال­ ها، نهادهای رسمی و هنری آنها دارد. اگر به این معنا حساب کنیم، فیلم­ های من هم در خارج از کشور می­ تواند سینمای زیر زمینی محسوب شود.

پرسش: قبل از این که به موضوع اصلی و آخرین ساخته ­ی سینمایی شما بپردازیم، می­ خواهم از شما بپرسم که همه می ­دانیم کارگردان ­ها در ایران برای ساختن فیلم با مشکلات خاص و عدیده­ ایی مواجهه هستند که بر همگان آشکار است. اما کارگردان ­هایی که خارج از ایران، مثلا در اروپا و آمریکا مشغول به ساختن فیلم هستند، آنها با چه مشکلات و چالش­ هایی برای ساختن فیلم­شان روبرو هستند؟

پاسخ: به نظر من تقسیم­ بندی فیلم­سازی در داخل و خارج از کشور خیلی تقسیم ­بندی درستی نیست. همه­ ی ما می­ دانیم که یک فیلم به گروه فیلم­بردار، صدابردار، تدوینگر، آهنگ­ساز، تهیه­ کننده و سرمایه­ گذاری احتیاج دارد که هزینه­ ی گروه فیلم­سازی و ساخت فیلم را بپردازد. سپس کمپانی پخش­ فیلم می ­خواهد که فیلم را در بازار پخش فیلم عرضه نماید. پس فیلم­سازی که چه در داخل و چه در خارج از کشور اگر با جریان فلاکت ­بار موجود هم­سویی نکند، با شرایط و امکانات استاندارد فیلم­سازی نمی­ تواند فیلم بسازد. همان­طور اگر فیلم­سازی چه در داخل باشد و چه در خارج کشور با همین شرایط و همین روند و دستگاه حاکمیت ­ها هم­سویی نماید، طبعاً یک شرایط و امکانی که برای ساخت فیلم مطلوب است را در اختیار خواهد داشت. اما باز چه در داخل و چه در خارج فیلم­سازی که با این روند هم­سویی نکند، نه می­تواند کارش را انجام دهد و نه می­ تواند با کارش هزینه­ ی زندگیش را تأمین کند، و چنانچه اگر بخواهد علیه این روند بایستد و علیه این ظلم و ستم و بی­ عدالتی موضع­ گیری کند، خُب سرنوشتش معلوم است، نتیجتاً محکوم است بدون شرایط و امکانات فیلم­سازی فیلمش را بسازد. در حقیقت باید با هیچی فیلم بسازد. مجبور است خودش فیلم­بردار باشد، صدابردار باشد، خودش فیلم را تدوین کند. یا برای موسیقی فیلم تکه­ هایی از موسیقی کلاسیک را انتخاب کند و برای این که هزینه­ ی اولیه ­ی فیلم را تأمین نمایند، مجبور است کارگری کند. در حقیقت باید برود جان بکند تا اثر را بتواند بسازد و تازه زمانی که اثر را ساخت بایستی هزار جور دوندگی کند تا چند جایی بتواند فیلم را نمایش بدهد. به هر حال شرایط این دو گروه فیلم­ساز اصلاً قابل مقایسه نیست. یکی توی کشورهای دیگر طبق استاندارهای سینمایی و هزینه ­ی لازم و امکانات لازم مشغول به ساخت فیلم است و دیگری هم نه هیچ­­ کدام از شرایطی که یک کار فیلم­سازی را مهیا کند و یک فیلم را فیلم کند را ندارد. در حقیقت از نظر من جهت­ گیری فیلم­ساز یا جهت­ گیری هر کسی تعیین کننده است نه لزوماً جای جغرافیایی.

پرسش: در واقع آنگونه که بنده از صحبت ­های شما استنباط می ­کنم، شما به سینمای متعهد باور دارید و لزوم آن را ضروری می ­بینید؟

پاسخ: بله، این دیگر انتخاب خود انسان است و آن مسیری که انسان با آن هویت پیدا می­ کند و وظیفه­ ایی که هر شخص به عنوان یک انسان بر روی دوشش احساس می­ کند در زمانه ­ی خودش.

پرسش: شما تاکنون در مورد دو تن از شخصیت ­های بسیار محبوب و تأثیرگذار حوزه ­ی ادبیات و روشن­ فکری معاصر ایران، یعنی «احمد شاملو» و «صادق هدایت» فیلم مستند ساخته­ اید. آیا انتخاب این اشخاص برای شما یک معنا و ملاک خاصی دارد؟

پاسخ:«شاملو» و «هدایت» در زمان خود در مقابل ظلم و ستم و بی­ عدالتی ایستادند و تیشه به ریشه ­ی سردمداران ظلم و ستم زده­ اند. «شاملو» و «هدایت» امروز هم برای من این امکان را فراهم می ­کنند که به جاهایی که باید به آن شلیک کرد، شلیک کنم.

پرسش:   آخرین ساخت ه­ی سینمایی شما به نام «تنهایی عریان» به زندگی «صادق هدایت» می ­پردازد. می ­توانید در مورد موضوع فیلم و هدف ساخت آن توضیح دهید؟

پاسخ: شاید بهتر باشد بگویم، «نیما»، «شاملو» و «فروغ» در زمان خودشان این شانس را داشتند که تا حدودی در موردشان صحبت شود و همان­ گونه که بودند شناخته شوند. اما «هدایت» چه در زمان خودش و چه تا به امروز، چه منتقدین به اصطلاح ادبی و چه رسانه­ ها از آن چه که بوده کاملاً صد و هشتاد درجه معکوس به جامعه نشان دادند. به جز چند کتاب و تک مقاله ­هایی مابقی هر چه که در مورد «هدایت» در این سال ­ها گفته و نوشته شده است، اکثراً چهره­ایی مغدوش از او ارائه کردند. حتی من دیدم چند تا کار تصویری و فیلم­ هایی هم که راجب به «صادق هدایت» تاکنون ساخته شده، همان تصویر وارونه را از او نشان می ­دهند. دلیل آن هم این است که «هدایت» در زمان خودش به صریح­ رین و عریان ­ترین شکل تیشه به ریشه­ ی مذهب و رهبران مذهبی و همچنین هنرمندان و نویسندگان جیره­ خوار آنها و استعمارگران و مناسبات ظالمانه ­ی دوره­ ی خودش می ­زند. از این رو طبیعی بود که همه بخواهند از او انتقام بگیرند و از او چهره­ ایی مرگ اندیش، نا امید، سرخورده و ضد زن به تصویر بکشند. ما می­ بینیم که این انتقام تا به امروز هم ادامه دارد، برای این که آثار «هدایت» واقعاً بیانگر وضعیت امروز جامعه­ ی ایران است و هنوز هم با آثارش تیشه به ریشه­ ی آنها می ­زند.

در فیلم «تنهایی عریان» فقط تلاش شده تا بخشی از گرد و غبارهایی که بر چهره­ ی «هدایت» پاشیده شده، کنار زده شود و چهره­ ی او همان­ گونه که بود تصویر شود. در این فیلم بیشتر بر روی تسلیم ­ناپذیری و ستیزه­ جویی «هدایت» که جوهره­ ی اصلی زندگی و آثارش بودند، انگشت گذاشته شده است. به نظر من هدایت امروز برای نسل جوان و هر کسی که خواستار درهم شکستن این وضعیت اسارت­ بار است، به مثابه ­ی اندیشه و سلاحی است که به وسیله ­ی آن می­ تواند به این وضع موجود شلیک کند.

پرسش:همان­ طور که می ­دانید منابع فراوانی درباره ­ی «صادق هدایت»، زندگی و آثارش وجود دارد و همچنین خود «هدایت» شخصیت بسیار قوی و بحث برانگیزی داشته است و نیز نقطه نظرات و دیدگاه­ های مختلفی درباره­ ی او وجود دارد. همه­ ی این عوامل ممکن است موجب شود ساختن فیلم در مورد زندگی «صادق هدایت» کار چندان آسانی نباشد. با توجه به این مسائل ساخت فیلم «تنهایی عریان» با چه موانع و مشکلاتی روبرو بود؟

پاسخ: در ابتدا برای ساخت این فیلم باید بگویم با دو مشکل  یا با دو موضوع، چند سالی درگیر بودم. یکی تحقیق در مورد «هدایت»، آثار و نوشته ­هایش و این که بتوانم بر اساس نوشته­ ها و زندگی «هدایت» متنی برای فیلم تنظیم کنم، متنی که بتواند طی یک ساعت فیلم مستند بیانگر بخشی از آثار و زندگی «صادق هدایت» باشد. به لحاظ متن فیلم باید بگویم که من هم تا یک قدم قبل ذهنیتی که از «هدایت» داشتم بیشتر از منتقدین و رسانه­ هایی گرفته بودم که از «هدایت» ارائه داده بودند، در نتیجه با همین پس زمینه ­ی ذهنی رفتم به سراغ آثار «هدایت» و آثارش را می­خواندم. ولی بعد از این که کتاب هشتاد و دو نامه ­ی «شهید حسن نورایی» و کتاب آنچه «صادق هدایت» به من گفت نوشته ­ی «مصطفی فرزانه» را خواندم، ذهن من نسبت به «هدایت» شکست و آن پس زمینه ­ی ذهنی را که دیگران ساخته بودند تقریباً فرو ریخت. این بار رفتم آثار «هدایت» را بیرون از آن پس زمینه و بدون واسطه خواندم و مستقیماً با خود آثار «هدایت» روبرو شدم. طبعاً هرچه بیشتر می­ خواندم و هر چه بیشتر درک می­ کردم، حیرت ­زده­ تر می ­شدم، این که «هدایت» چگونه این نگاه عمیق را به این تناقضات و این پیچیدگی­ های روحی و روانی انسان دارد و توانسته به این خوبی بر روی آن انگشت بذارد. یا این که مسائل جامعه و زمانه ­ی خودش را و روند بشری را چه اندازه به درستی دیده است. هنگامی که این آثار را مطالعه می­ کردم، می­ دیدم واقعاً اگر در آن زمان یعنی زمان شاه جریان ­های روشن­ فکری، سیاسی و چپ ایران نگاه «هدایت» را به این تشکیلات آخوندی و این هیولای سیاهی که بر سر راه جامعه خوابیده می داشتند و آن مرز بندی قاطعی که «هدایت» با آنها داشت را می­ داشتند، امکان نداشت انقلاب سال 57 به این شکل صورت بگیرد و به این سادگی دستاوردهای مبارزاتی مردم به یغما برود. باید نقل قولی کنم از «غلام­ حسین ساعدی»، او به درستی می­ گوید که «هدایت» شکست انقلاب سال 57 را می ­دید. «ساعدی» می­ گوید در زمانه ­ایی که حکومت آخوندی مطرح نبود «هدایت» تصویر حکومت آخوندی را به ما ارائه داده بود و این فاجعه را خوب پیش­بینی کرده بود.

به هر حال تنظیم متن فیلم و این که فیلم بتواند تا حدودی حق مطلب را درباره­­ ی «هدایت» و اندیشه­ ی او ادا کند، احتیاج به کار زیادی داشت. اما مشکل دیگری که با آن بر می ­خوردم از لحاظ تصویری بود. زیرا از «هدایت» نه فیلمی موجود است و نه صدایی. فقط تعدادی عکس از او وجود دارد و برای یک فیلم یک ساعته­ ی مستند که بخواهم تصاویری بگنجانم که این تصاویر حس و حالی داشته باشد و با متن فیلم هم­خوانی پیدا کند، کار ساده ­ایی نبود. به خصوص آن که می ­دیدم یک چنین فیلمی احتیاج به تصویرسازی، نورپردازی، فیلم­بردار حرفه­ ایی، دوربین و ابزار مناسب دارد و برای همین باز هزینه و سرمایه احتیاج دارد و من هم هیچ کدام از این گزینه ­ها را در اختیار نداشتم. بنابراین مجبور بودم یک سکانس و یا یک صحنه را که به طور معمولی یک فیلم­ساز یک ماه زمان لازم دارد تا آن را تمام کند، من ماه­ ها بر روی آن کار کنم تا بتوانم فیلم را در یک سطح مناسب و تأثیرگذاری از آب در بیاورم.

پرسش: شما هنگام ساخت فیلم آیا مخاطب خاصی را نظر داشتید؟ در واقع منظورم این است که آیا این فیلم را برای مخاظبان خاصی ساخته ­اید؟

پاسخ:در هنگام ساخت فیلم طیف خاصی را در نظر نداشتم، ولی این را می ­دانم که این فیلم بیشتر به درد افرادی می­ خورد که یک تشنگی و جستجویی دارند.

پرسش: شما چه برنامه و پلانی برای بهتر دیده شدن فیلم در نظر دارید؟

پاسخ: تا جای ممکن در کشورها و شهرهای مختلف و در جاهایی که به هر حال به سیاست دولت ­ها و بودجه­ ی دولتی وابسته نیستند، تلاش دارم که فیلم را پخش کنم. بعد از آن از طریق اینترنت فیلم را منتشر خواهم کرد. ولی راستش خیلی نگران پخش شدن و یا دیده شدن و دیده نشدن فیلم نیستم، زیرا این قانون­مندی را می ­دانم که هر اثر و هر حرکتی اگر رسالت و ارزشی داشته باشد راه خودش را پیدا می ­کند و جایی که باید دیده شود در نهایت دیده خواهد شد. اثری هم که اصالت و ارزشی نداشته باشد زمان آن را محو می ­کند و می ­میرد. زمان داور بسیار منصفی است. اگر کاری اصالت داشته باشه هر چقدر هم تلاش شود در دوره­ ی خودش صاحبان رسانه­ ایی و دستگاه­ های دولتی بخواهند نادیده ­اش بگیرند، نمی ­توانند و اگر هم در زمانه ­ی خودش دیده و شنیده نشود در نهایت راهش را پیدا خواهد کرد و تأثیرش را خواهد گذاشت. امروز هم ما می­ بینم که همین رسانه­ ها و قدرت­ های جهانی با ابزار تبلیغاتی و مجامع هنری­ ایی که دارند به راحتی قادرند هر اثری را و یا هر فردی را هر چقدر هم که متوسط باشد در عرض چند ساعت به یک چهره­ ایی جهانی تبدیل کنند و کار و آثارش را در پیش چشم همگان قرار دهند. همچنین قادرند فرضاً اگر یک نفر در زمینه ­ی موسیقی اگر بتهوون هم باشد، کاری کنند که حتی همسایه­ ی او هم نتواند صدای موسیقی او را بشنود. اما با این حال زمان ثابت کرده که هر چیزی که اصالتی نداشته باشد، سریع رنگ مردگی خواهد گرفت، هر چند اگر مدتی هم بر روی بورس تبلیغات جهانی قرار بگیرد. اما آن چیزی که می ­درخشد و حیات و زندگی پیدا می ­کند، کاری است که دارای ارزش و اصالت است. به عنوان مثال خود «صادق هدایت». در زمان «هدایت» می­ بینیم که همین منتقدین راجب به او می­ نویسند که «هدایت» سواد ندارد و فارسی را نمی ­داند. در حالی که «هدایت» اولین نویسنده ایی بود که قصه هایش را به زبان کوچه و بازار نوشت. زبان پر تکلف و خاک خورده­ ­ی اساتید را کنار گذاشته بود. یا مثلا رمان «بوف کور» را محصول تفکرات یک آدم مُفنگی می­ دانستند. اما علی ­رغم این تبلیغات و تخریبی که علیه «هدایت» انجام می ­دادند تا اندیشه­ ی او نشر پیدا نکند، با این همه می ­بینیم که هر چه زمان می­ گذرد «هدایت» درخشنده ­تر و صیقل یافته ­تر می ­شود و حیات و زندگی گسترده ­تری پیدا می ­کند. به هر حال خواستم بگویم که به این قانون­مندی آگاه هستم و از این لحاظ فقط برایم مهم است کاری را که انجام می ­دهم یک اصالت و یک حقانیتی را در خودش دارد یا نه و مطمئن هستم اگر داشته باشد راه خودش را پیدا خواهد کرد و آنجایی که باید دیده شود، دیده خواهد شد.

پرسش:دستاوردها و موفقیت ­های سینمای در تبعید را چگونه ارزیابی می ­کنید؟

پاسخ:سینمای در تبعید را لزوماً نباید از لحاظ تولید و ساخت فیلم با فیلم­ هایی که از ایران در فستیوال ­ها شرکت می­ کنند، مقایسه کرد. فیلم­ هایی که در ایران تولید می ­شود جدای از مضمون و محتوای آن که در راستای اهداف و سیاست­ های کلان سینمایی و فرهنگی حکومت است و با نظارت وزارت ارشاد آن مضمون­ ها تعیین می­ شود، از لحاظ امکانات و بودجه و هزینه­ ی دولتی ­ایی که پشتیبان آن است و همچنین دستگاه تبلیغاتی و خبری و فستیوال­ه ای خود رژیم و دولت­ های غربی از بی ­بی ­سی گرفته تا صدای آمریکا که حامی و مبلغ سینمای جمهوری اسلامی هستند، نباید سینمای در تبعید را با آنها مقایسه کرد. حالا بگذریم که همه­ ی این فیلم­ هایی که از ایران در این فستیوال­ ها شرکت می­ کنند که با همه­ ی آن امکانات و حمایت­ های مالی ساخته می­ شوند، حتی از لحاظ ساخت و استانداردهای سینمایی در حد ملودرام ­های فیلم­ های هندی بیشتر نیستند. اما سینمای در تبعید را از نظر من باید از زاویه ­ی ایستادگی آن در مقابل سینمای جمهوری اسلامی دید و ارزیابی کرد. سینمای در تبعید به نظر من توانسته در طی این سال­ ها شعله­ ی اعتراضی را حداقل در عرصه ­ی سینما در مقابل دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی زنده نگه دارد. این کار کمی نیست در این شرایط و واقعاً کار با ارزشی است. از این زاویه بودن سینمای در تبعید تأثیرگذار و کمک کننده بوده و خواهد بود.

 

جلسه پرسش و پاسخ بعد از اکران فیلم -کافه مضراب، آمستردام (عکس: فرزاد صیفی کاران)

«مسلم منصوری» کارگردان و شهزاده سمرقندی مترجم  (عکس: فرزاد صیفی کاران)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)