سیرکی که در روزهای گذشته تحت عنوان «نه به سرقت ادبی» توسط «گَنگِ شاعران انجمنی» عَلَم شد بیش از هر چیز، دست برپاکنندگانش را رو کرد. مضحک‌ترین بخش این کمپین قلابی، قرار گرفتن نام «مالباختگان ادبی» است در کنار نام سانسورگران حکومتی (بخوانید فالانژهای عرصه‌ی هنر!). محمدعلی بهمنی که قاعدتن خود او به عنوان «رئیس شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی» بیش از همه به خاطر صدور مجوز انتشار برای چنین آثاری که با استعانت از سرقت ادبی خلق شده در مزان اتهام بوده و باید در این باره مورد بازخواست قرار گیرد؛ دیگری علیرضا بدیع یکی از اعضای «شورای شعر و ترانه صداوسیما» که به گمانم این معرکه هم به همت عالی ایشان برپا شده باشد البته به مدد دوست صله بگیر حکومتی‌اش یعنی صابر قدیمی؛ شخص خود طناز پنداری که اتفاقن در کارنامه‌ی ادبی خود او هم چیز قابل اعتنایی به جز «تضمین بازی» با امثال حافظ (بخوانید اسکی رفتن روی شعرهای دیگران) یعنی درست همان چیزی که حمید هیراد را به آن متهم کرده‌اند وجود ندارد. علیرضا بدیع که به لطف ارادتش به نظام مقدس و ادای فریضه‌ی شعرخوانی ماه رمضان در بیت آقا، هر روز در یکی از کانال‌های تلویزیون حضور دارد، برای «رو کم کنی» از مدیر برنامه‌های حمید هیراد تصمیم به آدم جمع کردن (مشابه نزاعهای خیابانی) می‌گیرد و این گونه است که شاعران انجمنی را بدخواب و زابرا می‌کند. همان جماعت قلیلی که تعدادشان از چند نفر هم تجاوز نکرده و مدام خودشان را به انجمن‌های همدیگر دعوت می‌کنند، نقش «مجلس گرم کن» را در جلسات رونمایی و جشن امضای کتاب همدیگر ایفا می‌کنند، برای حضور همدیگر در برنامه‌های بی‌مایه‌ی تلویزیونی لابی می‌کنند، در اینستاگرام قربان صدقه‌ی هم می‌روند تا فالوورهایشان را با همدیگر به اشتراک بگذارند، گوش به زنگ اخبار حوادث نشسته‌اند بلکه فاجعه‌ای رخ دهد تا یکی شعرهای‌شان را روی عکسی از آن فاجعه تایپوگرافی و منتشر کنند. نهایت کنش سیاسی‌شان هم محدود است به لودگی با خبر افزایش قیمت دلار یا بزرگی ابعاد موش‌های تهران. در مقابل اخبار دستگیری هم‌صنفی‌هایشان یعنی شاعرانی همچون محمد بم، رضا اکوانیان، محمد مهدوی‌فر، بکتاش آبتین، رئوف دلفی و … خفقان می‌گیرند حالا اما دعوت مفتش‌های حکومتی را لبیک گفته و شعار «سکوت نخواهیم کرد» سر می‌دهند. دنیای این جماعت محدود است به اداره‌ی دولتی، جلسه‌ی شعرخوانی و کافه‌های مکش مرگ ما و صد البته که «قیام دی» از پنجره‌های هیچکدام از این مکا‌نها رؤیت پذیر نبود. وای به حال جامعه‌ای که شاعرانش از مردمش عقب بمانند و هنوز درگیر استعاره‌های«ماه و ماهی» باشند.
Tweets by Sepehri_Sepanta

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)