در روایت ۶۶ اُم از کتاب “ناسخ التواریخ”، جلد ۴، رویه ی ۳۵۹ می خوانیم:

“ابو جدعه زنی را در محله ی قبا دیدار کرد و دل به او داد، چون دست به او نداشت، حیلتی انگیخت و سلبی شبیه به جامه ی رسول خدا در بر کرده، به محلت قبا رفت و گفت این جامه را از پیغمبر خلعت گرفته ام و اینک مرا به مهمانی شما فرستاده اند، مردم قبا او را به خانه بردند و مقدم او را بزرگ داشتند. ابو جُدعه چشم از زنان برنمی گرفت و فحص حال محبوب خویش می داشت، مردم قبا این کار را نکوهیده یافتند و دو کس به حضرت رسول فرستادند، رسول خدا از کردار زشت و گفتار ناصواب او به خشم شد، فرمود: «یک زرزر عربیه !!»

آنگاه چند کس بفرستاد و فرمان کرد بشتابید و او را دریابید و به قتل رسانید و در آنش بسوزانید !!

لاکن گمان نمی کنم که او را دیدار کنید، تا شما بدو رسید، او به سزای خود رسیده باشد، از قضا پیش از رسیدن فرستادگان پیغمبر، او جُدعه به آب تاختن بیرون شد و ماری او بگزید، چنانکه در جای سرد گشت”.

نکته ی این حدیث آنست که حضرت عن، یک تروریست بوده است و دستور به ترورهای سیاسی و عقیدتی می داده است. آن هم نه تروری ساده، بلکه تروری که هماره در اوج خشونت و پستی الله پرستی روی دهد و با سلاخی و آتش زدن فرد همراه باشد !!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)