موجودات بی مغزی که ضمن ندامت از انقلاب، همچنان دل در گرو پسماندهای خاندان پهلوی و سر در سودای دموکراسی شازده و ملکه دارند، خوب به جملات فرح دیبا در فیلم سخیف ” من و ملکه ” دقت کنند.

مظلوم نمایی غیر قابل توجیه و تفرعن حق به جانب وی جایی به اوج می رسد که می گوید: ” مشکل این بود که مخالفان حکومت متشکل بودند ولی موافقان متشکل نبودند! ” 
ارتش و مجموعه بزرگی از نیروهای سرکوب نظامی، ساواک، کمیته مخوف ضد خرابکاری و تشکیلات عریض و طویل امنیتی، مجالس فرمایشی وابسته، رسانه ها، ایالات متحده و …. برای متشکل بودن موافقان ایشان کافی نیستند. ( البته این جمله این نکته را نیز در بر دارد که با وجود تمام دستگاه های سرکوب و سانسور، ولی مردم با ما نبودند) 
در جایی دیگر نیز که کارگردان شرمنده ی این فیلم بالاخره نهایت جسارت خود را به خرج می دهد و می گوید: ما فقیر بودیم و نان نداشتیم، برای همین هم من در انقلاب شرکت کردم، سرکار دیبا می فرماید : “خب بهتر بود به من نامه می دادی و می گفتی ما فقیریم!”
واقعا مضحک است وقتی اینها هم منتقد حکومت داری جمهوری اسلامی و سرکوب و دروغ پردازی و … باشند. 
وقاحت و بی شرمی، خصلتی مشترک و جدایی ناپذیر از دیکتاتورها و حامیانشان است. از قضا این شهبانو و فرزند خلف ایشان، هستند تا با تکرار و بازتکرار دروغها و لاپوشانی خشونت ساختاری و سرکوب بی رحمانه ی دربار و رژیم پهلوی، یادمان نرود که آنها باید می رفتند، چون باید می رفتند! دیگر بازنمی گردند، چون رفته اند! 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)