در مورد مسائل زنان، هیچ درخشش عقلی‌ای در حکومت عربستان سعودی دیده نمی‌شود.
اسلام عربستانی به مانند اسلام ایرانی در سراسر تاریخ، غرایز و جهت ذهنی زن‌ستیزانه داشته، و این‌طور نیست که پس از یک کمون طولانی علاقه به قالب‌ریزی مجدد نهادها بر خطوطی نوپدید داشته باشد.
در حکومت‌های دینی، نمایندگان کلانتر کیهانی و پاسداران محراب خود را عهده‌دار امور عمومی می‌دانند و در فرآیند قالب‌بخشی به ذهن و ضمیر جامعه ممارستی لجوجانه از خود نشان می‌دهند.
هستهٔ مذهبی/سنتی در سیستم‌های بسته، اصول و مبانی انتزاعی خود را بر حوزهٔ عمومی تحمیل می‌کند و به شکاف بین نظریه و عمل دامن می‌زند. روحانیت شیعه و سنی هیچ‌گاه نتوانسته‌اند نقش مکمل نویسندگان و تئوریسین‌های مباحث نظری حکومت مدرن را ایفا کنند. آنها در مواردی به دادن آزادی بدون هرگونه محتوا که تنها به کار ارضاء افکار عمومی و نوکرمنش جامعه می‌آید رضایت داده‌اند. دیالکتیسین‌ها و اندیشمندان دوران مدرن، از آزادی و عدالت و توسعه و پیشرفت و برابری صحبت می‌کنند. مفتی‌های وهابی و روحانیت شیعه از دیوارکشی و غیریت‌سازی و مفاهیم کهنه!

دادن حقّ رانندگی به زنان در عربستان یک نمونه از اصلاح روبنایی معضلات زنان است. در عربستان و ایران هیچ اراده‌ای برای اصلاح زیربنا و ساختار مشکلات وجود ندارد.
حاکمان مذهبی در ایران و عربستان سعودی با طوفان درخواست‌های دموکراتیک مواجه هستند، ولی نمی‌توانند با زمان حرکت کنند.
آنها از جایگزینی قوانین برابر و مدرن و منتج از خرد بشری و قانون طبیعی می‌هراسند.
آنها می‌ترسند تغییرات منجر به وارسی ساختارهای شریعت و بررسی مشروعیت مذهب در رهبری امور انسان مدرن شود.
روحانیت به گونه‌ای کافی و شافی از ورود دیگران به حوزهٔ مطلق‌ها و طرح پرسش‌های بنیادین هراس دارد. آنها از درخواست برانداختن عرف‌های قرون وسطایی می‌ترسند و بندگی عتیق و بردباری برده‌وار باهمستان را می‌خواهند. آنها از طرح پرسش و عریان شدن کاستی‌ها و مفاسد درون ساختمان دین وحشت دارند.
عبارت‌های گفتاری و کرداری روحانیان در اسلام بیشتر از کتاب‌ها و منابعی که می‌خوانند گرفته می‌شود، عبارت‌هایی مملو از برداشت‌های انتزاعی و تعبیرهای خودخواهانه که بی‌اعتنا به سازوکارهای مدرن عمل می‌کند. در منابع مطالعاتی پاسداران منبر و محراب، تسلط بر حوزهٔ عمومی و مشخص ساختن آهنگ کلام جامعه به مثابه سنگری خاصّ ترجمه شده است.

از آنجایی که مسائل جامعه زنان رابطهٔ تنگاتنگی با حوزهٔ عمومی و عرف دارد، روحانیون که خود را پسران ارشد خدا می‌دانند؛ به صورت دسته‌جمعی به مفاهیم برابری‌خواهی و آزادی بیان و پوشش حمله می‌کنند. آنها به نوع پوشش و رفتار اجتماعی و خصوصی‌ترین حوزهٔ انتخاب فردی نیمی از جامعه حمله می‌کنند.
در اسلام عربستانی و اسلام ایرانی حمله کردن به مخالفان فکری و کشیدن تیغ سنّت بر سیمای زنان امری مقدّس است. متن و بطن سنّت و شریعت آشکارا با حیثیت و منزلت زنان در تضاد است. فریب حرکات تئاتری را نخوریم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)