حاکمیت ملایان و عدالت جنسیتی؟

زن‌ستیزی ماهیت برجسته حکومت ملایان است. از روز نخست روی کارآمدن آنها، اولین کارشان سرکوب زنان به بهانه نوع پوشش بود. حالا اما در آستانه تشکیل دولت پزشکیان، صحبت از عدالت جنسیتی می‌شود. امری که در این حاکمیت جز سخره، چیز دیگری را به ذهن متبادر نمی‌کند.

هنوز نظام سابق شاهنشاهی ایران سقوط نکرده بود که اولین مراحل سرکوب در کشور آغاز شد. در زمینه تصفیه عناصر نظام سابق، فارغ از کمیت و کیفیت آن که بحث کنونی ما نیست،‌ می‌گذریم.

اما اولیه‌ترین بعد سرکوب در وجه اجتماعی سرکوب زنان بود. سازمان‌‌های مثل مجاهدین خلق ایران و چریک‌های فدایی خلق و برخی گروه‌های دیگر، حامیان آزادی پوشش زنان بودند.

با وجود اینکه مجاهدین خلق خود قائل به حجاب بودند اما برای جامعه، آزادی‌های پایه‌ای از جمله آزادی نحوه پوشش را می‌خواستند.

اما ملایان به این امر تن ندادند، این تن‌ندادن نه یک امر تاکتیکی بلکه ماهیتی بود. یعنی ماهیت قرون وسطایی ملایان برنمی‌تابید زنان را برابر با مردان بداند. یا به عبارتی عدالت جنسیتی را رعایت کند. اظهارات شرمگینانه‌ای از سوی مقامات حکومت ایران از ابتدا تاکنون در مورد زنان ایراد شده که واقعا حتی فکر به آن نیز، عرق شرم بر پیشانی انسان جاری می‌کند.

در جدیدترین نمونه از این اظهارات پزشکیان که به عنوان «اصلاح‌طلب» رئیس‌جمهور خامنه‌ای شده است، اعتراف کرده است که قبل از این که هر گونه قانونی در مورد حجاب به تصویب برسد، در تبریز و در دانشگاه به سرکوب وسیع زنان و دانشجویان زن می‌پرداخته است. حالا با این پیشینه، آیا می‌شود انتظار عدالت جنسیتی در دولت او را داشت؟ هرگز.

[حقوق زنان و نظرگا‌ه‌های زن ستیزانه کاندیداهای قلابی خامنه‌ای]

از این نمونه‌ها کم نیستند. دیگر نمونه، حسن روحانی دیگر «اصلاح‌طلب قلابی و اعتدال‌گرا» می‌باشد. خود او بارها اذعان داشته که از اولین پیش‌برندگان حجاب اجباری مطلوب ملایان در ارتش بوده است.

کلیه لوایح در حاکمیت ملایان ضد عدالت جنسیتی!!!

وی اعلام کرده که به محض تصمیم در این باره، به دژبان ارتش دستور داده است که به هیچ زن بدون حجاب اجباری اجازه ورود به مقرات نظامی را ندهد.

حالا دهه‌ها از آن زمان گذشته است. جامعه ایران نه بر اساس خواست ملایان، بلکه به دلیل فشارها و مطالبات زنان مجبور به پذیرش برخی مطالبات زنان در زمینه عدالت جنسیتی شده است. اما هرگز این موارد حکومت‌خواسته نبوده است. همواره نیز از سوی حکومت تلاش شده تا در مقابل این موارد سنگ‌اندازی شود.

نمونه‌ها و فجایع اسیدپاشی بر صورت زنان و دختران از یاد مردم ایران نرفته است. «گشت ارشاد» و «نور» و در واقع ظلمت آخوندها و قتل حکومتی مهسا امینی از یاد مردم نرفته است. پسا آن نیز آخوندها نه تنها گامی در جهت احقاق حقوق زنان برنداشتند که با لوایح عجیب و غریب مشکل‌تراشی کردند.

البته نوع پوشش تنها یکی از نمودهای عدالت جنسیتی در جامعه است. نمودهای دیگر مانند شرکت در امور سیاسی و به دست گرفتن سکان رهبری، مشارکت فعال و همه‌گیر در زمینه اقتصادی در عرصه‌های کلان، مشارکت فعال در امور اجتماعی، قضایی و… بسیاری موارد دیگر نمودهای این شاخص برابری است.

به عبارت دیگر هر امری که مردان می‌توانند آن را انجام دهند زنان نیز قادر به انجام آن هستند به جز موارد نادری که به دلیل فیزیولوژیک شاید امکان آن نباشد. که نمودهای آن شاید از تعداد انگشتان یک دست فراتر نرود.

آمارها نیز نشان می‌دهد در حوزه‌های آموزش، اقتصاد، سیاست، شاخص‌های توسعه انسانی زنان در ایران بسیار پایین‌تر از استانداردهای جهانی و تقریبا نزدیک به صفر است.

حاکمیت ملایان رسما زنان را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری از دور خارج کرده است. با اصطلاح بنیادگرایانه «رجل سیاسی» این حق مشروع از زنان میهنمان گرفته شده است. در زمینه قضاوت و قاضی‌شدن نیز چنین است.

عدالت جنسیتی جز با تغییر حاکمیت سیاسی مقدور نیست

برنامه‌هایی که در شعار برای تحقق عدالت جنسیتی در اثر فشار جامعه به ملایان تحمیل شده، از حد نوشته روی کاغذ فراتر نرفته است.

در طول ۴۶ سالی که از حکومت ملایان می‌گذرد تنها زن وزیر در کابینه‌های مختلف، مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت احمدی‌نژاد بوده است. ۱۳ دولت و تنها یک وزیر زن. شاید طالبان از این حیث از ملایان برتر باشد!

در زمینه حقوق کارگری زنان نیز وضعیت به همین منوال است حداکثر تبعیض جای عدالت جنسیتی را گرفته است. نمونه‌ها خارج از شمارند از مواردی که در بازار کار، زنان در ازاء کاری برابر با مردان حقوق بسیار اندک و گاه یک سوم مردن دریافت می‌کنند.

اسفناک‌تر زنان سرپرست خانوار هستند که با این شرایط حقوق، از پی مخارج هنگفت و تورم فزاینده دست و پنجه نرم کنند.

در جامعه‌ای که رو به صنعتی‌شدن می‌رود و با توجه به وجود شبکه‌های اجتماعی و مقایسه کشورها و شرایط زنان با یکدیگر، قطعا انتظارات و مطالبان زنان در مورد عدالت جنسیتی بالاتر می‌رود.

اما آنچه از ملایان دیده می‌شود روندی دقیقا معکوس است. زمانی که موسم انتخابات می‌رسد حاکمیت و کاندیداها از زنان، (با عرض پوزش و شرم)، استفاده ابزاری می‌کنند.

اما پسا انتخابات، آش همان آش می‌شود و کاسه همان کاسه. خلاصه اینکه با توجه به روندی که در طول ۴.۵ دهه طی شده و عملکرد ملایان، هیچ امیدی به تحقق عدالت جنسیتی در این حاکمیت وجود ندارد.

به بیان دقیق‌تر تنها با تغییر حکومت و برقراری یک دولت و حاکمیت مردمی است که می‌‌توان امید داشت عدالت جنسیتی برقرار شود و حتی ظلم مضاعف در حق زنان جبران شود. به امید آن روز.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)